بسم الله الرحمن الرحیم
الهى اگر عنایت تو دست ما را نگیرد از چهل ها چله ما هم کارى برنیاید.
الهى خوشا آنانکه همواره بر بساط قرب تو آرمیده اند.
الهى شکرت که این تهیدست پا بست تو شد.
الهى خوشا آنانکه در جوانى شکسته شدند که پیرى خود شکستگى است.
الهى عقل و عشق سنگ و شیشه اند عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.
الهى اگر کودکان سرگرم بازیند مگر کلانسالان در چه کارند.
الهى شکرت که پیرنا شده استغفار کردم که استغفار پیر استهزاء را ماند.
الهى آنکه ترا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست.
الهى کى شریک دارد تا تو را شریک باشد.
الهى من واحد بى شریکم چگونه ترا شریک باشد.
الهى خوشا آندم که در تو گمم.
الهى از من و تو گفتن شرم دارم انت انت.
الهى نه خاموش میتوان بود و نه گویا در خاموشى چه کنیم در گفتن چه گوییم.
الهى دل بسوى کعبه داشتن چه سودى دهد آنکه را دل بسوى خداوند کعبه ندارد.
الهى عبادت ما قرب نیاورده بعد آورده است که فویل للمصلین الذین هم فی صلوتهم ساهون.
الهى کامم را به حلاوت و تلاوت کلامت شیرین بدار.
الهى فتح قلب به ضم عین است، نصب عینم مرفوع غضوا ابصارکم ترون العجائب.
الهى قول و فعل قائل و فاعلند در لباس دیگر که کل یعمل على شاکلته در کتاب تدوین و تکوین جز مصنف آن کیست.
الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر.
الهى این آفریده که بدین پایه مهربان است آفریننده وى در چه پایه است.
الهى خفتگانرا نعمت بیدارى ده و بیدارانرا توفیق شب زنده دارى و گریه و زارى.
الهى جز این نمیشد با که درآویزیم.
الهى تو خود گواهى که اینسخنان از بى تابى است بر ما متاب.
الهى چه رسوایى از این بیشتر که گدا از گدایان گدایى کند.
الهى جن گفتند سمعنا قرآنا عجبا یهدى الى الرشد فآمنا به واى بر انسى که از جن کمتر است.
الهى واى بر من اگر دلى از من برنجد.
الهى ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره اى و ما همه هیچکاره ایم و تنها تو کاره اى.
الهى ایکاش الفاظى جز اسماء علیا و صفات حسنایت نبود که از الوان الفاظ چه رنگها گرفته ایم.
الهى من کیستم و اطوار خلقتم چیست.
الهى همه از مردن میترسند و حسن از زیستن که این کاشتن است و آن درویدن کلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذى رزقنا من قبل و اتوا به متشابها، و الدنیا مزرعة الآخرة، جزاء وفاقا.
الهى توفیق امتثال آن رؤیاى شیرین یا حسن خذ الکتاب بقوة مرحمت بفرما.
الهى غذا بکردار و گفتار رنگ و بو مى دهد واى بر آنکه دهنش مزبله است.
الهى عبادت بى معرفت خروارى بخردلى فلا نقیم لهم یوم القیمة وزنا. خرم آنکه ثقلت موازینه.
الهى میوه در طول هسه خود است و جزا در طول عمل بلکه نفس عمل یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء خوشا آنکه روضة من ریاض الجنة است.
الهى در بسته نیست ما دست و پا بسته ایم.
الهى در جواب خطاب یا ایها الذین آمنوا لبیک بگویم مایه شرمندگى است، نگویم دور از وظیفه بندگى.
الهى امروز هم چون الیوم نختم على افواههم که لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون.
الهى دل خوشم که آلهى گویم.
الهى دل به جمال مطلق داده ایم هر چه باداباد.
الهى کیست که موفق بزیارت جمال دل آرایت شد و شیدایت نشد.
الهى کى الله گفت و لبیک نشنید.
الهى حرفهایم اگر مشوش است از دیوانه پراکنده خوش است.
الهى گل دماغ را معطر کند و گندنا دهن را ابخربا اینکه کاشته دیگرانند و خارج از ذات ما پس آنچه در خود کاشته ایم با ما چه خواهد کرد.
الهى عمرى کوکو مى گفتم و حالا هو هو مى گویم.
الهى پیش از تشنگى آب از چشمه سار مى جوشد و تشنه تشنه است و پیش از گرسنگى گندم از کشتزار میروید و گرسنه گرسنه است عشق است که در همه ساریست بلکه یکسره جز عشق نیست.
الهى خوابهاى ما را تبدیل به بیدارى بفرما.
الهى آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد.
الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد.
الهى ذلت و لذت قریب هم بلکه قرین همند که ان مع الیسر یسرا راهرو در رنج تن گنج روان یابد و در این بار گران بار گران.
الهى آنکه عالم است عامل است این خفته صنعتگر است نه دانشور.
الهى آنکه سرمایه دارد و از آن بهره نمى برد از گدا گرفتارتر و بیچاره تر است.
الهى شکرت که در لباس دوستانت هستم، مرا در عداد دوستانت بدار.
الهى در صورت انبیایم داشتى در سیرت آنانم هم بدار.
الهى عاشق را ترک ما سواى معشوق عین فرض است که یک دل و دو معشوق کذب محض است.
الهى در ایاک نستعین صادقم و در ایاک نعبد کاذب نیستم.
الهى کریمه الله یتوفى الانفس حین موتها و التى لم تمت فى منامها خواب را شیرین مى کند و مرگ را شیرین تر.
الهى شب پره را در شب پرواز باشد و حسن را نباشد.
الهى هر چه پیش آمد خوش آمد که مهمان سفره توایم.
الهى تن خوش است که براى یکتا دو تا بود و جان خوش است که از دو تا یکتا بود.
الهى اگر خدا خدا نکنیم چه کنیم و اگر ترک ما سوا نکنیم چه کنیم؟
الهى در شگفتم از کسى که غصه خودش را نمیخورد و غصه روزیش را میخورد.
الهى فرزانگان گنگ شدند دیوانگان چه بگویند.
الهى اسمى جز بى اسمى برایم مباد.
الهى چرا بگریم که تو را دارم و چرا نگریم که منم.
الهى در اینجهان پر هیاهو چرا من هو هو نکنم.
الهى بر سر نوح نجى چه آوردند که تا رب لا تذر گفت؟!سلام على نوح فى العالمین.
الهى کودکان کتابى بوعده گرد و بکمال رسند و بزرگان کودک مآب بوعده مینو.
الهى خوشا بحال عالین که جز تو ندیدند و ندانند.
الهى حرم بر نامحرم حرام است محرم چرا محروم باشد.
الهى به امروز و فردا نه کار امروز رسیده شد نه فردا چه کنیم با کل یاتیه یوم القیمة فردا.
الهى بدان بر ما حق بسیار دارند تا چه رسد بخوبان.
الهى جهان زندان رندان است و جهانبان بهشت آنان ما را با رندان بدار.
الهى قاسم که تویى کسى محروم و مغبون نیست.
الهى باد دان بتوان بسر بردن با دو نان چه باید کرد.
الهى چه عذابى از حجاب سخت تر است بحق خودت از جهنم حجابم وارهان.
الهى شان این کلمه کوچک که به این علو و عظمت است پس یا على یا عظیم شان
متکلم اینهمه کلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود.
الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم.
الهى چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.
الهى چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت.
الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام راه بسیار میروم و مسافتى نمى پیمایم واى من اگر دستم نگیرى و رهاییم ندهى.
الهى خودت آگاهى که دریاى دلم را جزر و مد است یا باسط بسطم ده و یا قابض قبضم کن.
الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب، یا باسط الیدین بالرحمة خذ بیدى.
الهى بسیار کسانى دعوى بندگى کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند، تا دنیا بدیشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده اند این بنده در معرض امتحان درنیامده شرمسار است بحق خودت ثبت قلبى على دینک.
الهى ناتوانم و در راهم و گردنه هاى سخت در پیش است و رهزنهاى بسیار در کمین و بار گران بر دوش یا هادى اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.
الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جان شرمنده ام حتى از روى شیطان شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار.
الهى رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم و تو از ما بگذر.
الهى عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد.
الهى عارفان گویند عرفنى نفسک، این جاهل گوید عرفنى نفسى.
الهى اهل ادب گویند به صدرم تصرفى بفرما این بى ادب گوید بر بطنم دست تصرفى نه.
الهى در راهم، اگر در باره ام گویى لم نجد له عزما چه کنم.
الهى آزمودم تا شکم دائر است دل بائر است یا من یحیى الارض المیتة دل دائرم ده.
الهى همه گویند خدا کو حسن گوید جز خدا کو.
الهى همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد.
الهى آن خواهم که هیچ نخواهم.
الهى اگر تقسیم شود به من بیش از این که دادى نمیرسد فلک الحمد.
الهى ما را یاراى دیدن خورشید نیست، دم از دیدار خورشید آفرین چون زنیم.
الهى همه گویند بده حسن گوید بگیر.
الهى همه سرآسوده خواهند و حسن دل آسوده.
الهى همه آرامش خواهند و حسن بى تابى، همه سامان خواهند و حسن بى سامانى.
الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.
الهى از من برهان توحید خواهند و من دلیل تکثیر.
الهى از من پرسند توحید یعنى چه حسن گوید تکثیر یعنى چه.
الهى از نماز و روزه ام توبه کردم بحق اهل نماز و روزه ات توبه این نا اهل را بپذیر.
الهى بفضلت سینه بى کینه ام دادى بجودت شرح صدرم عطا بفرما.
الهى عقل گوید الحذر الحذر، عشق گوید العجل العجل آن گوید دور باش و این گوید زود باش.
الهى ضعیف ظلوم و جهول کجا و واحد قهار کجا.
الهى آنکه از خوردن و خوابیدن شرم دارد از دیگر امور چه گوید.
الهى اگر چه درویشم ولى داراتر از من کیست که تو دارایى منى.
الهى در ذات خودم متحیرم تا چه رسد در ذات تو.
الهى نعمت سکوتم را ببرکت و الله یضاعف لمن یشاء اضعاف مضاعفه گردان.
الهى بلطفت دنیا را از من گرفته اى بکرمت آخرت را هم از من بگیر.
الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.
الهى حسنم کردى احسنم گردان.
الهى دندان دادى نان دادى، جان دادى جانان بده.
الهى همه از گناه توبه مى کنند و حسن را از خودش توبه ده.
الهى گویند که بعد سوز و گداز آورد حسن را بقرب سوز و گداز ده.
الهى خودت گفته اى و لا تیاسوا من روح الله ناامید چون باشم.
الهى انگشترى سلیمانیم دادى انگشت سلیمانیم ده.
الهى سرمایه کسبم دادى توفیق کسبم ده.
الهى اگر ستار العیوب نبودى ما از رسوایى چه مى کردیم.
الهى من الله الله گویم اگر چه لا اله الا الله گویم.
الهى مست تو را حد نیست ولى دیوانه ات سنگ بسیار خورد، حسن مست و دیوانه تست.
الهى ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا.
الهى علمم موجب ازدیاد جهلم شد یا علم محض و نور مطلق بر جهلم بیفزا.
الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.
الهى دو وجود ندارد و یکى را قرب و بعد نبود.
الهى هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانیم بیفزا.
الهى تا کعبه وصلت فرسنگها است و در راه خرسنگها و این لنگ بمراتب کمتر از خرچنگ است، خرچنگ را گفتند بکجا میروى گفت به چین و ما چین گفتند با این راه و روش تو.
الهى دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شیفته مسمى را از اسم چه اثر.
الهى کلمات و کلامت که اینقدر شیرین و دلنشین اند خودت چونى.
الهى اگر از من پرسند کیستى چه گویم.
الهى هر چه بیشتر فکر مى کنم دورتر میشوم.
الهى گروهى کو کو گویند و حسن هو هو.
الهى از گفتن یا شرم دارم.
الهى داغ دل را نه زبان تواند تقریر کند و نه قلم یارد بتحریر رساند الحمد لله که دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است.
الهى محبت والد به ولد بیش از محبت ولد به والد است که آن اثر است نه این با اینکه اعداد است و علیت و معلولیت نیست پس محبت تو بما که علت مطلق مایى تا چه اندازه است، یحبهم کجا و یحبونهم کجا؟!
الهى از کودکان چیزها آموختم لا جرم کودکى پیش گرفتم.
الهى چون است که چشیده ها خاموشند و نچشیده ها در خورشند.
الهى از شیاطین جن بریدن دشوار نیست با شیاطین انس چه باید کرد.
الهى خوشدلم که از درد مینالم که هر دردى را درمانى نهاده اى.
الهى در خلقت شیطان که آنهمه فوائد و مصالح است در خلقت ملک چه ها باشد.
الهى دیده را بتماشاى جمال خیره کرده اى،دل را بدیدار ذوالجمال خیره گردان.
الهى خنک آنکس که وقف تو شد.
الهى شکرت که دولت صبرم دادى تا بملکت فقرم رساندى.
الهى شکرت که از تقلید رستم و به تحقیق پیوستم.
الهى تو پاک آفریده اى ما آلوده کرده ایم.
الهى پیشانى بر خاک نهادن آسان است دل از خاک برداشتن دشوار است.
الهى ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در یوم تبلى السرائر چه کنیم.
الهى شکرت که کور بینا و کر شنوا و گنگ گویایم.
الهى درویشان بى سر و پایت در کنج خلوت بى رنج پا، سیر آفاق عوالم کنند که دولتمندانرا گامى میسر نیست.
الهى اگر گلم و یا خارم از آن بوستان یارم.
الهى انسان ضعیف کجا و حمل قول ثقیل کجا.
الهى چگونه دعوى بندگى کنم که پرندگان از من میرمند و ددان رامم نیستند.
الهى گرگ و پلنگ را رام توان کرد با نفس سرکش چه باید کرد.
الهى چگونه ما را مراقبت نباشد که تو رقیبى و چگونه ما را محاسبت نبود که تو حسیبى.
الهى حلقه گوش من آن در ثمین انا بدک اللازم یا موسى.
الهى علف هرزه را وجین توان کرد ولى از تخم جرجیر، خس نروید.
الهى حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است اللهم صل على محمد و آل محمد.
الهى نهر بحر نگردد ولى تواند با وى پیوندد و جدولى از او گردد.
الهى چون در تو مینگرم رعشه بر من مستولى میشود پشه با باد صرصر چه کند.
الهى دیده از دیدار جمال لذت میبرد و دل از لقاى ذوالجمال.
الهى انسانرا قسطاس مستقیم آفریده اى افسوس که ما در میزان طغیان کرده ایم.
الهى شکرت که نعمت صفت ایثارم بخشیدى.
الهى نعمت ارشادم عطا فرموده اى توفیق شکر آن را هم مرحمت بفرما.
الهى عروج بملکوت بدون خروج از ناسوت چگونه میسر گردد یا من بیده ملکوت کل شى ء خذ بیدى.
الهى بسوى تو آمدم بحق خودت مرا بمن بر مگردان.
الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.
الهى ظاهر که اینقدر زیبا است باطن چگونه است.
الهى آخر خودت را در حق ما اول بفرما که آخرین شفاعت را ارحم الرحمین فرماید.
الهى دل بى حضور چشم بى نور است نه این صورت ببیند و نه آن معنى.
الهى فرزانه تر از دیوانه تو کیست.
الهى دولت فقرم را مزید گردان.
الهى شکرت که فهمیدم که نفهمیدم.
الهى گریه زبان کودک بى زبان است آنچه خواهد از گریه تحصیل مى کند از کودکى راه کسب را بما یاد داده اى قابل کاهل را از کامل مکمل چه حاصل.
الهى توبه از گناه آسان است توفیق ده که از عبادتمان توبه کنیم.
الهى حسن آملى مالامال آمال بود در راه یک امل همه را پایمال کرد یا منتهى امل الآملین دیگر خود دانى.
الهى شکرت که مى گویم شکرت.
الهى اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.
الهى خلقى در ناسوت متوغلند و جمعى بمثال ملتذند و قلیلى در ملکوت مبهوت، سبحانک ما اعظم خلقک و امرک؟!
الهى از نام بردن انبیاء و ملائکه شرم دارم که با کدام زبان، با نام تو چه کنم که فرموده اى عظم اسمائى، و با تلاوت کتاب تو چه که لا یمسه الا المطهرون.
الهى لولا الشیطان لبطل التکلیف سبحانک ما احسن صنعک.
الهى شکرت که پریشانى بمقام یقین رسیده است.
الهى شکرت که از تنهایى و خلوت لذت میبرم چه تنها از خلوت وحشت دارد.
الهى بکبریائیت سوگند که از ثیاب فقر فخر دارم و از فاخر شرم که در آن هم رنگ بینواى دل شکسته ام و در این بیم دل شکستن است چه کنم که در این اوان بى اساس لولا اللباس لا لتبس الامر على اکثر الناس.
الهى لذت گرسنگى را در کامم برکت ده.
الهى حشر با عالم خیال که اینقدر لذیذ است حشر با عالم عقل چه خواهد بود.
الهى آمدم ردم مکن، آتشینم کرده اى سردم مکن.
الهى اگر تا قیامت براى یک صغیره استغفار کنم از شرمندگى تقصیر بندگى بدر نخواهم شد.
[ ]
[ مرتبط با ] :
مذهبی