وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ

جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی
جمعه 5 خرداد 1391 شهادت امام علی النقی هادی علیه السلام است ...
 
همانطور که مطلع هستید مدتی است عده ای افراد ضد دین در داخل و خارج از کشور اقدام به پیاده سازی موجی در توهین به ائمه اطهار بخصوص امام هادی(ع) نموده اند که علت غربت حضرت امام هادی نیز عدم فعالیت و تولید محتوای شیعیان در مورد ایشان در اینترنت است.

متاسفانه دشمنان نیز از این خلا استفاده کرده و غربت و مظلومیت امام هادی(ع) را دوچندان نموده اند.

پس از راه افتادن این موج عده از دوستان فعال اینترنت نیز برای پاسخ به این موج طرحی با مضمون دهه بزرگداشت امام هادی در اینترنت را راه اندازی نموده اند که مورد استقبال نیز قرار گرفت اما این دوستان اشتباه بزرگی در این طرح کرده اند که بجای بکار بردن لقب نقی در این طرح از لقب هادی استفاده کردند.

یکی از اهداف این طرح غیر از تکر یم حضرت هادی(ع) می بایست تغییر ریزالت ها یا پاسخ های جستجوی متن ، عکس و فیلم در موتور های جستجو از محتوای توهین آمیز به امام به محتوای مثبت و مذهبی در مورد ایشان باشد. اما این دوستان بدون توجه به این موضوع طرح را استارت زدند و هم اکنون در حال اجرای طرح می باشند.

اگر می خواهید دقیقا متوجه منظور شود این دو واژه را در گوگل سرچ کنید:

یک: امام هادی

دو: امام نقی

با جستجوی واژه دوم متوجه می شوید هتاکان به امام فقط بر روی  تگ یا کلید واژه امام نقی فعالیت می کنند و تا زمانی که دوستان ارزشی بر روی کلید واژه امام هادی کار کنند هیچ تغییر در رنک وب سایت های هتاکان در موتور های جستجو اتفاق نخواهد افتاد.


پشنهادات ما جهت افزایش رنک سایت ها و محتواهای ما در کلید واژه امام نقی:
 
- کد لوگوی رزمایش را که در سمت چپ سایت موجود است در وبلاگ خود قرار دهید.
- لوگوی وبلاگ خود را به عکس مقابل تغییر دهید.
- خبر مربوط به رزمایش را در وربلاگ خود بصورت پست ثابت قراردهید.
- عنوان وبلاگ خود را به جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی تغییر دهید.
چنانچه نمیخواهید عنوان وبلاگ خود را پاک کنید بعد از عنوان ویلاگ خود عبارت
"جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی"
را قرار دهید.
- بعد از انجام مراحل بالا فرم مربوطه را جهت اعلام حمایت از این طرح پر نمایید.
- تا 5 خرداد هر چقدر به امام نقی (ع) ارادت دارید نسبت به انتشار محتوا و عکس و پوستر و فیلم در مورد این امام مهربان در وبلاگ خود اقدام نمایید.

- بکار بردن واژه امام نقی بجای امام هادی در تمام محتواهای مرتبط با حضرت امام هادی(امام نقی) علیه السلام
- گذاشتن تگ هایی از قبیل: امام نقی کمپین امام نقی شیعه نقی علی هادی و کلید واژه های مرتبط
- لینک مطالب و محتوای مرتبط با امام نقی در هر سایت یا وبلاگی یا شبکه اجتماعی که وجود دارد( هر چقدر تعداد لینک های محتوای مرتبط با کلید واژه امام نقی بیشتر باشد رنک محتوا بالاتر می رود)
- بسیار مهم: وقتی محتوای عکسی را در پایگاه خود منتشر می کنید حتما در تگ img  آن title و alt را مساوی با کلمه امام نقی قرار دهید
- وقتی می خواهید تکست یا عکسی را لینک کنید حتما در تگ a مقدار title آن را برابر امام نقی قرار دهید
- وب سایت هایی که از تکنیک های url rewriting یا routing استفاده می کنند وقتی می خواهند لینک مطلبشان را در جایی ارسال کنند علاوی بر تایتلی که به لینکشان اضافه شده کلمه امام نقی را نیز اضافه کنند حتی اگر لینکشان با این موضوع مرتبط نبود
- حتی اگر تعداد عکس ها یا فیلم هایتان پیرامون موضوع امام نقی کم است همان عکس را بار ها در جاهای مختلف با کلید واژه امام نقی در جاهای مختلف ارسال کنید
- کمترین کار ممکن در شبکه های اجتماعی بخصوص فیس بوک و یوتیوب این است که محتوا ، روم یا فیلمی که می بینید در آن به امام نقی(ع) هتاکی شده را به آن شبکه گزارش تخلف کنید
- تعدادی لینک وب سایت هایی که محتوایشان در مورد امام نقی(ع) است را انتخاب و روزانه چندین بار بر روی آنها کلیک و وب سایت ها را باز کنید حتی اگر نمی خواهید محتوای آن را بخوانید
- حتما در متا تگ های کد قالب وبلاگ یا وب سایتتان از کلمه امام نقی استفاده کنید
- کلمات امام هادی و امام نقی که در محتوای متن وبلاگ یا وب سایتتان قرار دارد را Bold کنید و در کد آن دقت کنید بجای قرار گیری در تگ b در تگ strong قرار گرفته باشند.

 
این رزمایش تا تاریخ 5خرداد ادامه خواهد داشت.
 
 

برای مطالعه بیشتر درمورد این امام همام و انتشار در وبلاگ های خود می توانید به لینک های زیر مراجعه نمایید
** ویژه نامه تبیان
** ویژه نامه راسخون
** ویژه نامه آوینی
** ویژه نامه موسسه جهانی سبطین
** ویژه نامه مرکز پاسخ گویی به سوالات دینی



[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
احادیث امام نقی علیه السلام

صفحه اختصاصی حدیث و آیاتمَنِ اتَّقَى اللّه‏َ یُتَّقى ، ومَن أطاعَ اللّه‏َ یُطاعُ؛

هر كه از خدا پروا كند ، از او پروا كنند [و حرمتش را نگه دارند] و هر كه ازخدا فرمان بَرد ، فرمانش بَرند.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن أطاعَ الخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ المَخلوقِینَ؛

هر كه از آفریدگار فرمان بَرد ، از خشم آفریدگان پروا ندارد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن كانَ عَلى بَیِّنَةٍ مِن رَبِّهِ هانَت عَلَیهِ مَصائِبُ الدُّنیا و لَو قُرِضَ ونُشِرَ؛

هر كه را از جانب پروردگارش حجّتى باشد ، هرچند مصیبت‏هاى دنیا او را با قیچى تكّه‏تكّه كنند و پراكنده‏اش سازند ، بر او سبُك آید.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات اَلشاكِرُ أسعَدُ بِالشُّكرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ الَّتی أوجَبَتِ الشُّكرَ لِأنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ‏وَالشُّكرَ نِعَمٌ و عُقبى؛

شكرگزار را ، به جهت شكرگزارى ، سعادتى است بزرگ‏تر از نعمتى كه شكرگزارى را بر او واجب كرده است ؛ زیرا نعمت ، كالایى است و شكر ، نعمتى همراه با آخرت .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات إنَّ الظّالِمَ الحالِمَ یَكادُ أن یُعفى عَلى ظُلمِهِ بِحِلمِهِ ، وإنَّ المُحِقَّ السَّفیهَ یَكادُأن یُطفِئَنُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ؛

دور نیست كه ستمِ ستمگرِ بردبار ، به سبب بردبارى‏اش بخشوده شود ، و حق به جانبِ نابخرد ، نزدیك است كه به سبب نابخردى‏اش ، نور حقّانیت خود را خاموش كند .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ ورَأیَهُ فَاجمَع لَهُ طاعَتَكَ؛

هر كه تمامت دوستى خود را براى تو فراهم آورْد ، تو نیز تمامت طاعت خود را برایش فرآهم آور .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ؛

هر كه خود را سبُك شمارَد ، از گزند او ایمن مباش.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات اَلدُّنیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَومٌ وخَسِرَ آخَرونَ؛

دنیا بازارى است ؛ گروهى در آن سود بَرَند و گروهى دیگر ، زیان ببینند.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیـارَةِ الجامِعَـةِ الَّتی یُـزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ ـ : أشهَدُ أنَّكُمُ الأَئِمَّةُ الرّاشِدونَ ، المَهدِیّونَ المَعصومونَ المُكَرَّمونَ ... عَصَمَكُمُ اللّه‏ُ مِنَ الزَّلَلِ ، وآمَنَكُم مِنَ الفِتَنِ ، وطَهَّرَكُم مِنَ الدَّنَسِ ، وأذهَبَ عَنكُمُ الرِّجسَ وطَهَّرَكُم تَطهیرًا

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه كه با خواندن آن امامان را زیارت مى‏كنند ـ : من گواهى مى‏دهم كه شما امامان رهیافته هستید و هدایت شدگان معصوم و گرامى هستید كه خداوند از هر گونه لغزشى مصونتان داشته است و از فتنه‏ها ایمنتان ساخته است و از ناپاكى پاكتان گردانیده و از پلیدى و پلشتى، دور و كاملاً پاكتان كرده است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : أشهَدُ أنَّكُمُ الأَئِمَّةُ الرّاشِدونَ المَهدِیّونَ ... أیَّدَكُم بِروحِهِ، ورَضِیَكُم خُلَفاءَ فی أرضِهِ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه با خواندن آن مزار ائمّه علیهم‏السلامزیارت مى‏شود ـ : گواهى مى‏دهم كه شما امامان راهیافته و هدایت شده هستید... شما را با روح خود تأیید كرده و شما را در زمینش به سان جانشینان خود برگزیده است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : مَوالِیَّ لا اُحصی ثَناءَكُم، ولا أبلُغُ مِنَ المَدحِ كُنهَكُم ، ومِنَ الوَصفِ قَدرَكُم ، وأنتُم نورُ الأَخیارِ ، وهُداةُ الأَبرارِ ، وحُجَجُ الجَبّارِ ، بِكُم فَتَحَ اللّه‏ُ ، وبِكُم یَختِمُ ، وبِكُم یُنزِلُ الغَیثَ ، وبِكُم یُمسِكُ السَّماءَ أن تَقَعَ عَلَى الأَرضِ إلاّ بِإِذنِهِ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه كه امامان را با آن زیارت مى‏كنند ـ : اى سرورانم! من نمى‏توانم ستایش شما را شماره كنم و به كُنه مدح شما برسم و به توصیف منزلت شما دست یابم. شما نور برگزیدگان و هدایتگر نیكان و حجّتهاى خداوند جبّار هستید كه خداوند به سبب شما هر كارى را آغاز مى‏كندوپایان هر كارى را به سبب شما مقرّر مى‏فرماید و در پرتو وجود شما باران‏فرو مى‏ریزد وبا شما آسمان را نگاه مى‏دارد تا مگر به اذن او فرو نیفتد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : السَّلامُ عَلَیكُم یا أهلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ ، ومَعدِنَ الرِّسالَةِ ، ومُختَلَفَ المَلائِكَةِ ، ومَهبَطَ الوَحیِ ، ومَعدِنَ الرَّحمَةِ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه با آن امامان را زیارت مى‏كنند ـ : سلام بر شما اى اهل بیت نبوّت و كان رسالت و جایگاه آمد و شد فرشتگان و محلّ فرود وحى و معدن رحمت.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : الحَقُّ مَعَكُم وفیكُم ، ومِنكُم وإلَیكُم ، وأنتُم أهلُهُ ومَعدِنُهُ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه امامان را با آن زیارت مى‏كنند : حقّ با شما و در میان شما و از شما و به سوى شماست، شمایید اهل حقّ و معدن آن .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : بِكُم فَتَحَ اللّه‏ُ ، وبِكُم یَختِم

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه با آن مزار امامان را زیارت مى‏كنند ـ : خداوند با شما آغاز كرد و با شما پایان مى‏بخشد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام : نَحنُ الكَلِماتُ الَّتی لا تَنفَدُ ، لا تُدرَكُ فَضائِلُنا

امام هادى علیه‏السلام : ما كلمات (خدا) هستیم كه پایان نمى‏پذیرد و فضیلتهاى ما درك نمى‏شود.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : السَّلامُ عَلى
أئِمَّةِ الهُدى ، ومَصابیحِ الدُّجى ، وأعلامِ التُّقى ، وذَوِی النُّهى ، واُولِی الحِجى ، وكَهفِ الوَرى ، ووَرَثَةِ الأَنبِیاءِ ، والمَثَلِ الأَعلى ، والدَّعوَةِ الحُسنى ، وحُجَجِ اللّه‏ِ عَلى أهلِ الدُّنیا والآخِرَةِ والاُولى ، ورَحمَةُ اللّه‏ِ وبَرَكاتُهُ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه مزار امامان را با آن زیارت مى‏كنند ـ : سلام بر امامان هدایت و چراغهاى تاریكى و نشانه‏هاى تقوا و صاحبان خرد و فرزانگان و پناهگاه مردم و وارثان پیامبران و الگوهاى والا و صاحبان دعوت نیكو و حجّت‏هاى خدا بر اهل دنیا و آخرت و نخستینیان و رحمت و بركات خدا بر ایشان باد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فی زِیارَةِ صاحِبِ الأَمرِ ـ : اللّهُمَّ وصَلِّ عَلَى الأَئِمَّةِ الرّاشِدینَ ، والقادَةِ الهادینَ ، والسّادَةِ المَعصومینَ ، والأَتقِیاءِ الأَبرارِ ، مَأوَى السَّكینَةِ والوَقارِ ، وخُزّانِ العِلمِ، ومُنتَهَى الحِلمِ والفَخارِ ، ساسَةِ العِبادِ ، وأركانِ البِلادِ ، وأدِلَّةِ الرَّشادِ ، الأَلِبّاءِ الأَمجادِ ، العُلَماءِ بِشَرعِكَ
الزُّهّادِ ، ومَصابیحِ الظُّلَمِ ، ویَنابیعِ الحِكَمِ ، وأولِیاءِ النِّعَمِ ، وعِصَمِ الاُمَمِ ، قُرَناءِ التَّنزِیل وآیاتِهِ ، واُمَناءِ التَّأویلِ ووُلاتِهِ ، وتَراجِمَةِ الوَحیِ ودَلالاتِه

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت صاحب الامر ـ : بار الها بر امامان راست رو و جلوداران هدایتگر و سروران معصوم و پرهیزگاران نیك كه جایگاه آرامش و وقار و گنجوران علم و پایان خرد و بالیدن و گردانندگان بندگان و پایه‏هاى بلاد و رهنمایان راست رفتارى و خردمندان بزرگوار و عالمان شریعت تو كه تقواپیشه‏اند وچراغهاى تاریكى و سرچشمه‏هاى حكمت و صاحبان نعمت ونگاهدارنده‏هاى امّتها و همسنگهاى قرآن و آیات آن و معتمدان در تأویل وعهده‏داران آن‏وبازگوكنندگان وحى‏ورهنمودهاى آن مى‏باشند، درود فرست.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام : اِسمُ اللّه‏ِ الأَعظَمُ ثَلاثَةٌ وسَبعونَ حَرفًا ، كانَ عِندَ آصَفَ حَرفٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَانخَرَقَت لَهُ الأَرضُ فیما بَینَهُ وبَینَ سَبَأٍ ، فَتَناوَلَ عَرشَ بِلقیسَ
حَتّى صَیَّرَهُ إلى سُلَیمانَ، ثُمَّ انبَسَطَتِ الأَرضُ فی أقَلَّ مِن طَرفَةِ عَینٍ ، وعِندَنا مِنهُ اثنانِ وسَبعونَ حَرفًا ، وحَرفٌ عِندَ اللّه‏ِ مُستَأثَرٌ بِهِ فی عِلمِ الغَیب

امام هادى علیه‏السلام : اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف دارد كه آصف تنها یك حرف از آن را مى‏دانست و آن را بر زبان جارى ساخت و زمین میان او و سبأ شكافته شد و تخت بلقیس را برگرفت و آن را به سلیمان رساند و سپس زمین در مدّتى كمتر از یك چشم بر هم زدن هموار گشت و هفتاد و دو حرف آن نزد ماست و یك حرف را خداوند در علم غیب به خود اختصاص داده است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام : إنَّ اللّه‏َ لم یُظهِر عَلى غَیبِهِ أحَدًا إلاّ مَنِ ارتَضى مِن رَسولٍ ، فَكُلُّ ما كانَ عِندَ الرَّسولِ كانَ عِندَ العالِمِ ، وكُلُّ مَا اطَّلَعَ عَلَیهِ الرَّسولُ فَقَدِ اطَّلَعَ أوصِیاؤُهُ عَلَیهِ ، لِئَلاّ تَخلُوَ أرضُهُ مِن حُجَّةٍ ، یَكونُ مَعَهُ عِلمٌ یَدُلُّ عَلى صِدقِ مَقالَتِهِ وجَوازِ عَدالَتِه.

امام هادى علیه‏السلام : خداوند، غیب خود را بر هیچ كس آشكار نمى‏سازد مگر رسولى را كه خود برگزیند. هر آن چه نزد رسول است، نزد عالم نیز هست و هر چه رسول بر آن آگاهى داشته باشد، جانشینانش نیز بر آن آگاهى دارند تا زمین از حجّت تهى نماند و علمى با او همراه است كه گواه درستى گفتار او و جواز عدالت اوست.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : كَلامُكُم نورٌ ، وأمرُكُم رُشدٌ ، ووَصِیَّتُكُمُ التَّقوى ، وفِعلُكُمُ الخَیرُ ، وعادَتُكُمُ الإِحسانُ ، وسَجِیَّتُكُمُ الكَرَمُ ، وشَأنُكُمُ الحَقُّ وَالصِّدقُ وَالرِّفقُ  .

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه امامان را با آن زیارت مى‏كنند ـ : سخن شما نور و فرمان شما هدایت و سفارش شما تقوا و كار شما خیر و عادت شما احسان و، سرشت شما بخشندگى و شأن شما حقّ و راستى و نرمخویى است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : المَقادیرُ تُریكَ ما لَم یَخطُرْبِبالِكَ

امام هادى علیه ‏السلام : مقدّرات چیزهایى را كه به‏ذهنت خطور نمى‏كند ، نشانت مى‏دهد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : الفَقرُ شَرَهُ النفسِ وشِدَّهُ‏القُنوطِ . 

امام هادى علیه ‏السلام : فقر ، سیرى ناپذیرى نفس است‏و نومیدى شدید .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : الغِنى قِلَّةُ تَمَنِّیكَ والرِّضابما یَكفِیكَ . الفَقرُ شَرَهُ النّفسِ وشِدَّةُ القُنُوطِ .

امام هادى علیه ‏السلام : توانگرى، آن است كه تمنّایت كم باشد و به آنچه تو را بسنده است خرسند باشى، و فقر یعنى سیرى ناپذیرى نفس و نومیدى شدید.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : النّاسُ فِی الدّنیا بِالأموالِ ، وفیالآخِرَةِ بِالأعمالِ

امام هادى علیه ‏السلام : مردم در دنیا با اموال سر و كار دارند و در آخرت با اعمال.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : إنّ الخالِقَ لا یُوصَفُ إلّا بِما وَصَفَ بِهِ نَفسَهُ ، وأنّى یُوصَفُ الخالِقُ الّذی تَعجُزُ الحَواسُّ أن تُدرِكَهُ ، والأوهامُ أن تَنالَهُ ، والخَطَراتُ أن تَحُدَّهُ ، والأبصارُ عَنِ الإحاطَةِ بِهِ ؟ ! جلَّ عَمّا یَصِفُهُ الواصِفونَ ، وتَعالى عَمّا یَنعَتُهُ الناعِتونَ . 

امام هادى علیه ‏السلام : آفریدگار جز آن گونه كه خود خویشتن را وصف كرده است ، وصف نمى‏شود. چگونه وصف شود آفریدگارى كه حواسّ از درك او ناتوانند و وهمها از رسیدن به او درمانده‏اند و اندیشه‏ها از تعریف و تحدید او عاجزند و دیدگان از احاطه بر او ناتوانند؟ برتر از وصف توصیفگران است و والاتر از نعت نعت‏گویان.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ ورَأیَهُ فَاجمَعْ‏لَهُ طاعَتَكَ . 

امام هادى علیه ‏السلام : هر كه تمام دوستى و اندیشه‏اش را در اختیار تو گذاشت ، تو نیز تمام اطاعتت را در اختیار او گذار



[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت احادیث و روایات
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : سه شنبه 2 خرداد 1391
امام نقی(ع)




[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت عکس
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : دوشنبه 1 خرداد 1391
چند پوستر از شاهین نجفی خائن
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
فلسفة نبوت

حقیقت نبوت

واژة «نبوت» ‌در لغت به معنای پیامبری، و واژة «نبی» به معنای پیامبر است. بنابر قول مشهور، ریشة این دو واژه، كلمة «نبأ» به معنای خبر است، و یا به گفتة راغب اصفهانی، خصوص خبرهایی است كه از نوعی اهمیت برخوردارند. یعنی خبرهایی كه فایده‎ای بزرگ دارند، و از آن‎ها علم یا ظن غالب حاصل می‎شود.[1]
و این ویژگی در مسئله نبوت موجود است؛ زیرا خبرهایی كه پیامبران الهی ـ علیهم السلام ـ به بشر ابلاغ می‎كنند، از عالی‎ترین اهمیت برخوردارند، زیرا كه سعادت و شقاوت بشر با نوع برخورد انسان با خبرهای پیامبران رقم می‎خورد. بر این اساس، پیامبر در اصطلاح شرع به كسی گفته می‎شود كه خبرهای مهم آسمانی را به بشر ابلاغ می‎كند.
از این جا به دست می‎آید كه نبوت با رسالت ملازمت دارد، یعنی كسی كه به مقام نبوت و پیامبری برگزیده می‎شود، مقام رسالت و پیام‎رسانی را نیز دارد. البته مقصود این نیست كه دو واژة نبوت و رسالت یا نبی و رسول با یكدیگر مترادف‎اند، بلكه مقصود این است كه در اصطلاح كلامی، این دو با یكدیگر ملازم‎اند. دلیل روشن بر این مطلب آن است كه قرآن كریم آن جا كه از نبوت عامه سخن می‎گوید، گاه واژة «نبی» و گاه واژة «رسول» را به كار می‎برد. چنان‎كه فرموده است:
1. «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ.»[2]
2. «لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.»[3]
آن چه گفته شد مربوط به مطالعة نبوت و رسالت از دیدگاه كلامی است، یعنی، فلسفة نبوت و رسالت ـ چنان‎كه بیان خواهد شد ـ از نظر علم كلام یك چیز است، و از این نظر تفاوتی میان نبی و رسول وجود ندارد. و دو آیة یاد شده و آیات دیگری كه رسالت و مأموریت پیامبران ـ علیهم السلام ـ را بیان كرده است، تفاوتی میان پیامبر و رسول نمی‎گذارد؛ ولی از آن جا كه دربارة پیامبران الهی تفاضل و تفاوت مراتب مطرح است، ممكن است در برخی از آیات قرآن یا روایات میان نبی و رسول فرق گذاشته شده باشد، لیكن فرق مزبور مربوط به مأموریت و مسؤولیت آنان نیست، بلكه مربوط به صفات و ویژگی‎های دیگر آنان است. چنان‎كه در روایات آمده است: «رسول كسی است كه در خواب و بیداری فرشتة وحی را می‎بیند و صدای او را می‎شنود، ولی نبی كسی است كه فقط در خواب فرشتة وحی را می‎بیند، و در بیداری فقط صدای او را می‎شنود.»[4]
شایان ذكر است كه روایات یاد شده، غالباً در تفسیر دو آیة ذیل وارد شده‎اند:
1. «وَ كانَ رَسُولاً نَبِیًّا.[5]»
2. «وَ ما أرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى ألْقَى الشَّیْطانُ فِی أمْنِیَّتِهِ.[6]»
آیة نخست دربارة حضرت موسی ـ علیه السلام ـ و آیه دوم دربارة عموم پیامبران ـ علیهم السلام ـ است و در هر دو آیه «رسول»‌ و «نبی» بر كسانی اطلاق شده است كه مأموریت ابلاغ پیام‎های الهی به بشر را داشته‎اند.
بنابراین، از جنبة كلامی، میان نبوت و رسالت تفاوتی وجود ندارد. با این حال ظاهر كلام بر نوعی تفاوت میان رسول و نبی دلالت می‎كند، بدین جهت از ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ دربارة تفاوت آن دو سؤال شده است، و آنان تفاوت آن دو را به گونه‎ای كه پیش از این یادآور شدیم، بیان كرده‎اند.
نظریة دوم دربارة تفاوت میان نبی و رسول ـ كه دیدگاه مشهور میان متكلمان و مفسران اسلامی است ـ این است كه رسول، پیامبری است كه مأمور ابلاغ پیام‎های الهی به مردم است، ولی نبی، پیامبری است كه حامل پیام‎های الهی است، خواه، مأمور به ابلاغ آن‎ها باشد، و یا مأمور به ابلاغ آن‎ها نباشد.[7]
بنابراین دیدگاه، نسبت میان نبی و رسول، عموم و خصوص مطلق است؛ زیرا هر رسولی نبی هم هست، ولی هر نبیی، رسول نیست،‌ این نظریه با آن چه ما پیش از این یادآور شدیم كه نبوت و رسالت از نظر كلامی با یكدیگر ملازمه دارند، ناسازگار است. با این حال می‎توان گفت: مقصود از این نظریه آن نیست كه در میان پیامبران كسانی بوده‎اند كه در عین این كه حامل پیام‎های الهی بوده‎اند، هیچگاه مأموریت ابلاغ آن پیام‎ها را به مردم نداشته‎اند، زیرا چنین فرضی با فلسفة نبوت كه هدایت مردم است منافات دارد، بلكه مقصود این است كه ممكن است در شرایطی، فردی دارای مقام نبوت باشد، ولی هنوز به مقام رسالت نرسیده باشد، یعنی به دلایلی مأموریت ابلاغ پیام‎های الهی به مردم را نداشته باشد. به عبارت دیگر، چه بسا پیامبران الهی قبل از آن كه به رسالت مبعوث شوند، مقام نبوت را داشته‎‎اند، یعنی با عالم غیب در ارتباط بوده، و معارفی نیز به آنان وحی می‎شده است، اما مأمور ابلاغ آن معارف به مردم، و هدایت آنان نبوده‎اند. البته روشن است كه پیامبران الهی در آن زمان به عنوان پیامبر نیز شناخته نمی‎شدند، ولی آن‎گاه كه مأموریت هدایت بشر را عهده‎دار می‎شدند، هم دارای مقام نبوت بودند، و هم مقام رسالت. و در اصطلاح كلامی، هر گاه نبوت به كار رود، همین معنا مقصود است.
حاصل آن كه: از منظر علم كلام و با توجه به فلسفة نبوت، میان نبی و رسول فرق نیست، ولی از جنبه‎های دیگر می‎توان میان آن دو فرق گذاشت. از قبیل آن چه در روایات بیان شده است، و یا فرقی كه از مفسران و متكلمان یادآور شدیم، با توضیحی كه دربارة آن ارائه گردید.
برخی نیز فرق میان نبی و رسول را براساس كتاب و شریعت دانسته‎اند. به این صورت كه: نبی و رسول در این جهت كه مأموریت هدایت و رهبری مردم را دارند تفاوتی ندارند؛ ولی رسول، به پیامبری گفته می‎شود كه صاحب شریعت مستقل، و دارای كتاب آسمانی باشد، و نبی به پیامبری گفته می‎شود كه صاحب شریعت و كتاب آسمانی مستقل نباشد.[8] (به صورت «به شرط لا» یا به صورت «لا بشرط»).
این نظریه، از این جهت كه هدایت و تبلیغ را مأموریت مشترك نبی و رسول می‎داند، مورد قبول است؛ ولی از این جهت كه تفاوت میان رسول و نبی را به صاحب شریعت و كتاب بودن و غیر آن گذاشته است، دلیل استواری ندارد، بلكه با كاربردهای واژة نبی و رسول در قرآن كریم و روایات سازگار نیست، زیرا قرآن كریم، حضرت اسماعیل[9] ـ علیه السلام ـ را رسول نامیده است، در حالی كه او صاحب كتاب و شریعت مستقل نبوده است.
«وَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولاً نَبِیًّا.[10]»
نیز عموم پیامبران را رسول نامیده است:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ.[11]»

 



[ ادامه مطلب ]
[ مرتبط با ] : مذهبی
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : شنبه 30 اردیبهشت 1391
الهى نامه :علامه حسن زاده آملى 4

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهى یا من یعفو عن الکثیر و یعطى الکثیر بالقلیل از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.

الهى سالیانى مى پنداشتم که ما حافظ دین توایم استغفرک اللهم در این لیلة الرغائب هزار و سیصد و نود فهمیدم که دین تو حافظ ما است احمدک اللهم.

.

الهى آنچه به حسن داده اى همه از تفضل آن ولى نعم بود و گرنه این منعم چه کارى کرده است تا بموجب آن استحقاق ثوابى را داشته باشد باز هم چشم توقع به تفضل آنجناب دارد که دست دیگر نمیشناسد.

الهى یکى بئر حفر مى کند و قضا را به کنز میرسد، حسن ضرب یضرب صرف میکرد و به کنت کنزا دست یافت.

الهى درباره انبیایت فرمودى: و جعلنا لکل نبى عدوا شیاطین الجن و الانس، حسن پرتوقع میخواهد که نشانه تیرهاى شیاطین زمانه نشود.

الهى حسن که منزلى طى نکرده و بمقامى نائل نشده اینهمه از اشباه الناس اشمئزاز دارد کسانى که منازلى سیر کرده اند و بمقاماتى رسیده اند از حسن چه قدر بیزارى میجویند.

الهى اینحرفها را کى به من یاد میدهد و از کجا نازل میشود.

الهى حسن روزگارى نگذرانید بلکه روزگار بر او گذشت.

الهى شکرت که از شرق تا غرب عالم به حسن خدمت مى کنند.

الهى در شگفتم از کسیکه گوید به فلانى مرگ ناگهانى رسید.

الهى تاکنون بزحمتم از بیرون میطلبیدم و اینک برحمتت از درون میجویم.

الهى شکرت که در کسوتیم که اهل معصیت از آن شرم دارند.

الهى این بنده از روى خود شرمنده است چگونه از پروردگارش شرمسار نباشد.

الهى چگونه شکر این نعمت گذارم که اجازه ام داده اى تا نام نیکوى تو را بزبان آورم و در پیشگاهت با تو گفتگو کنم و نامه ات را بگشایم و بخوانم و گرنه این التراب و رب الارباب.

الهى چون از تو پرسم دانایان کلید سرگردانیم دهند که در دل است، خود دل در کجاست.

الهى چگونه حسن از عهد شکر جودت برآید که دار غیر متناهى وجودت را به او بخشیدى.

الهى شکرت که دیدگان بینایم دادى که پرتو جمال دل آرایت را در مرائى و مجالى اسماء حسنا و صفات علیایت تماشا مى کنم و از آن لذتى میبرم که خود دانى.

الهى در پگاهى تنى چند را بر خاکدانى گرد آمده دیدم که یکى با تیغه آهنى و دیگرى با ترکه چوبى آن مزبله را با چه حرص و ولعى میکاویدند تا باشد که پاره پارچه اى یا چرمى یا کهنه دیگرى بدست آرند، حسن چگونه از عهده شکرت برآید که شب و روز کتاب تو را و کتابهاى اولیایت را ورق میزند و دل آنها را مى کاود و از معانى آنها که نسیم بهشتند دماغ جانش معطر مى گردد، بار خدایا اگر آن خاکدانیها بدان کار نباشند حسن پاک دان بدینکار نتواند بود پاداش نیک شان ده که بر بنده حق دارند.

الهى شکرت که همه کواکب و ایام را براى حسن سعد گردانیدى.

الهى جمعى از تو ترسند و خلقى از مرگ و حسن از خود.

الهى از کتابها پاسخ پرسش خواستن و حل مشکل طلبیدن عیال سفره دیگران بودن است یا غنى و یا مغنى یا ملى و یا معطى تا کى جیره خوار این و آن باشم و در کنار خوان آنان نشینم.

الهى یکى نان دارد و دندان ندارد و یکى جان دارد و جانان ندارد شکرت که حسن هم این دارد و هم آن دارد.

الهى ایام اواخر رجب یکهزار و سیصد و نود و یک برایم چون نیمه آن روز استفتاح بود که بتدریس اسفار افتتاح کردیم بار خدایا چگونه شکرت کنم که هر روز در وصف اسماء حسنى و صفات علیا، و اطوار جلوه هاى جانفزاى تو سرگرم و دل خوشم.

الهى خوشا آنکه چون عین ثور چشیم بینا دارد و مانند قلب اسد و عقرب دلى آتشین و روشن و مثل جوزا در راه تو میان خت بربسته است.

الهى حسن غبطه حال عقرب میخورد که عقرب کجا و حسن کجا آن رو بمشرق دارد و این مغربى است، آنرا قلب روشن است و این را ظلمانى، آن تاج بر سر پیش چشمش ترازوى داد است و این بیدادگر طغیان در میزان کرده است، آن سیر آسمانها مى کند و این زمین را نپیموده است، آن شب و روز بیدار است و این در خواب، آن بصراط مستقیم است و این کجرفتار منحرف، آن هشیار براى دفع عدو سلاح تیر و کمان و نیش از پشت دارد و این غافل بى سلاح در کمند دیواندر و چه خوش گفته اند که کونوا عقارب اسلحتها فى اذنابها فان الشیطان لن یراوغ الانسان الا من ورائه، لا جرم آن نیکبخت از هفت آسمان برتر شد و این تیره بخت هنوز خاک نشین است.

الهى شکرت که بناز و نعمت پرورده نشدم و گرنه از کجا حسن میشدم.

الهى اگر حسن مال مى یافت و حال نمى یافت از حسرت چه مى کرد.

الهى چونست که اندوه تو مایه دل شادى است و بندگى تو برات آزادى.

الهى شکرت که روزنه اى از عوالم ملکوت را برویم گشودى رب زدنى علما، رب زدنى فیک تحیرا، رب انعمت فزد.

الهى در این شب دوشنبه بیستم شهر رسول الله یکهزار و سیصد و نود و یک از استغفارهایم و از عبادتهایم جملگى استغفار مى کنم یا تواب و یا غفور و یا رحیم یا من یحب التوابین توبه ام را بپذیر.

الهى من خودم را نشناختم تا تو را بشناسم.

الهى حسن از حال مار غبطه میخورد که چون پیر شود چهل روز گرسنه بماند و تحمل رنج گرسنگى کند سپس بزمین فرو رود و چون بیرون آید پوست افکنده و جوان شده باشد که کلمه و روح ممسوح تو مسیح علیه السلام به حواریون فرمود کونوا کالحیة، مار پیر از پوست بدر آید و جوان شود جوانى حسن بگذشت و آثار پیرى در او نمودار شد و هنوز در حجابها گرفتار است.

الهى تاکنون مى گفتم جهانرا براى ما آفریدى اکنون فهمیدم که خودت هم براى مایى.

الهى ادراک مفاهیم اسماء که بدین پایه لذت بخش است ادراک حقائق آنها چون خواهد بود.

الهى حسن که بدین اندازه حسن است حسن آفرین چون باشد فتبارک الله احسن الخالقین.

الهى اگر حسن از تو جز تو خواهد فرق میان او و بت پرست چیست.

الهى از گفتن نفى و اثبات شرم دارم که اثباتیم، لا اله الا الله را دیگران بگویند و الله را حسن.

الهى شکرت که دل بیدردم را بدرد آوردى.

الهى شکرت که اولم را بآخر ماول کردى و آخرم را باول مبدل.

الهى شرکت که تا خودم را شناختم تن خسته و دل شکسته دارم.

الهى تاکنون مى گفتم داراتر از من کیست که تو داراى منى از آن گفتار پوزش خواهم که اینک 13 شهر رمضان 1391 گویم داراتر از من کیست که تو دارایى منى.

الهى داراتر از من کیست که تو دارایى منى.

الهى ما هنوز حرفهاى اینجهانى را نفهمیدیم تا توقع آنجهانى را داشته باشیم.

الهى چه فکرهایى میکردم و بدنبال این و آن میرفتم و این در و آن در میزدم و موفق نمیشدم و خدا خدا میکردم که چرا موفق نمیشوم، بار خدایا شکرت که جوابم را ندادى و چه نکو شد که نشد و گرنه حسن نمیشدم، تسلیم توام حکم آنچه تو فرمایى لطف آنچه تو اندیشى.

الهى ندانسته از تو قرار میخواستم اینک دانسته از تو بى قرارى مى خواهم که مظهر یا من کل یوم هو فى شانم.

الهى خوش آن منعم که مظهر هو یطعم و لا یطعم است.

الهى جایى که محمد بن عبد الله انسان کامل صاحب مقام محمود خاتم انبیاء ما عرفتک حق معرفتک و ما عبدتک حق عبادتک گوید حسن بن عبد الله انسان نماى جاهل باید ما عبدتک و ما عرفتک گوید.

الهى توانگران بآزاد کردن بندگان رستگارند این تهیدست را به بنده کردن آزادان سرفراز فرما.

الهى پنهانى و دزدکى میگریم تا نامحرمان به حرم خانه سرم دست نیابند، و آشکارا لبخند دارم تا نابخردان دیوانه ام نخوانند.

الهى تا بحال میگفتم گذشته ها گذشت اکنون مى بینم که گذشته هایم نگذشت بلکه همه در من جمع است آه آه از یوم جمع.

الهى در فکر فهمیدن حروف مقطعه کتابت بدینجا رسیدم که تمام کلماتت حروف مقطعه اند خنک آنکه اهل قرآن است.

الهى این روزگار طوفانى تر از طوفان نوح است و قرآن کشتى نجات خوشا بحال اصحاب السفینه.

الهى گاهى در انواع مخلوقات گوناگون تو ماتم و گاهى در افراد لونالون آنها و بیش از همه در اطوار جور واجور خودم رب زدنى فیک تحیرا.

الهى بدا بحالم اگر مرگم به حتف انف باشد و بس یا حى و یا محیى جز تو که حیوة دهد؟

الهى تاکنون بامیدوارى سر به بالا مى داشتم و خدا خدا مى کردم، اکنون بشرمسارى سر بزیر افکندم که چرا چون و چرا مى کردم.

الهى اعیان تر از من کیست که با تو همنشینم.

الهى خوشا بحال کسانى که لذات جسمانى شان عقلانى شد.

الهى از تو شرمنده ام که بندگى نکردم و از خودم شرمنده ام که زندگى نکردم و از مردم شرمنده ام که اثر وجودیم براى ایشان چه بود.

الهى گوینده اى گفت کل من فى الوجود یطلب صیدا انما الاختلاف فى الشبکات تو خود گواهى که بدترین شبکه شبکه صید من است از شر آن بتو پناه مى برم که جز تو پناهى نیست



[ ]
[ مرتبط با ] : مذهبی
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : شنبه 30 اردیبهشت 1391
الهى نامه :علامه حسن زاده آملى3

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى بحرمت راز و نیاز اهل راز و نیازت این نا اهل را سوز و گداز ده.

الهى توفیق شب خیزى و اشک ریزى به حسن ده.

الهى امروز بیناتر از من کیست که تو را مى بینم و شنواتر از من کیست که سخن تو را مى شنوم و گویاتر از من کیست که از تو سخن میگویم و داراتر از من کیست که تو را دارم.

الهى این بنده ات را از نیت گناه حفظ کن.

الهى شکرت که دلم را بشروق جمالت و سیر در نور کمالت نورانى کرده اى.

الهى شکرت که در این لیله چهارشنبه بیستم جمادى یکم هزار و سیصد و نود و چهار درى از علم را برویم گشوده اى.

الهى شکرت که حیوانى را در قفس نکرده ام، دستم ده که در قفس شده ها را رهایى دهم.

الهى شکرت که فهم بسیار چیزها را به حسن عطا فرموده اى و دهنش را بسته اى.

الهى شکرت که دى دلیل بر اثبات خالق طلب مى کردم و امروز دلیل بر اثبات خلق میخواهم کیف یستدل علیک بما هو فى وجوده مفتقر الیک.

الهى ظاهرم را چون باطن مخلصان گردان و باطنم را چون ظاهر مرائیان.

الهى در شگفتم که با نادانى اندوهگینم و با دانایى اندوهگین تر.

الهى شکرت که از آنچه در سر دارم اگر از سر گذارم سردارم و اگر نگذارم سردارم.

الهى در راهم و همراه درد و آهم، آهم ده و راهم ده.

الهى شکرت که حسن تا کنون شاکر و حامد بود و اکنون شکر و حمد شد.

الهى بقدر معرفتم، تو را پرستش مى کنم، که به وفق اقتضاى عین ثابت، زمین شوره نبود مثل نابت.

الهى آدم شبکور کجا و عبد شکور کجا؟که شبکور شکور نباشد.

الهى حسن زاده آدم زاده است چگونه دعوى بى گناهى کند.

الهى اگر مذنب نباشد غفار کیست و اگر قبیح نباشد ستار کیست.

الهى همه کار تو را مى کنند و حسنت هم بیکار نیست.

الهى خروس را در شب خروش باشد و حسن خاموش باشد.

الهى اگر الفاظم نارسا است داستان سنگ تراش و شبان موسى است.

الهى با اجازه ات نام عالم را عشق آباد گذاشته ام.

الهى حسن که از شنیدن یک نداى التوحد ان تنسى غیر الله این همه ابتهاج دارد، ابتهاج خاتم گیرنده قرآن چه حد است و خود ابتهاج تو چونست.

الهى به ابتهاج خودت و ابتهاج خاتمت، ابتهاج حسن و دیگر نفوس و الهه ات را مزید گردان و وعده حق لدینا مزیدت را در حقشان اکید فرما.

الهى میدانم که میدانى اما چگونه میدانى خودت مى دانى الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر.

الهى اگر گویم سگ کوى توام، از روى سگ اصحاب کهف شرمنده ام.

الهى مس سگ اصحاب کهف بى طهارت روا نبود و حسن را طهارت نباشد؟!.

الهى شنیدم که فرمودى چه کنم با مشتى خاک مگر بیامرزم.

الهى شکرت که اگر شاهدان اسمانى از حسن با خبر باشند، سهیل اهلا و سهلا گوید و کف الخضیب کف بر کف زند و زهره چنگ در چنگ.

الهى صعود بر زخیم را به اعتلاى عقلانى ارتقاء ده.

الهى به وحدتت خلوتم ده و به کثرتت وحدتم ده.

الهى اگر من بنده نیستم، تو که مولاى من هستى.

الهى یا لحکم الحاکمین و یا میسر کل عسیر!حکم محکم کل میسر لما خلق له بر حسن حاکم است، حکم آنچه تو فرمایى محض لطف است.

الهى خوشا بحال کسانى که نه غم بز دارند و نه غم بزغاله.

الهى از سر دل نشینت لب دوختم، و از شر آتشینم سوختم.

الهى آنچه از کلام تو نیوشیدم در خروشم، و آنچه از جام تو نوشیدم در جوشم، با اینهمه جوش و خروشم خاموشم به امید آنکه دمبدم نیوشم و نوشم.

الهى حسن را همین فخر بس که مقام واقعى حلقه بگوشى ابدى، از چون تو سلطان حقیقى سرمدى دارد.

الهى دلى همدم با آه و انین است و دلى همچون تنور آتشین است و دلى چون کوره آهنگران است و دلى چون قله آتش فشان است، واى بر حسن اگر دلش افسرده و سرد چون یخ باشد و پابند به مبرز و مطبخ.

الهى در سجده بر شاکله هو هستم، این مصدوق را مصداق کل یعمل على شاکلته قرار ده.

الهى از پیمبرانى چیزها آموختم:از حضرت نوح نجى الله ففروا الى الله، و از حضرت یعقوب اسرائیل الله انما اشکوا بثى و حزنى الى الله.

الهى حسن تویى و حسن حسن نما است.

الهى اگر بهشت شیرین است بهشت آفرین شیرین تر است.

الهى حقیقت حدیث برزخى رؤیایم را که قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:معرفة الحکمة متن المعارف، مرزوقم بفرما.

الهى گاه گاهى مینمایى و مى ربایى، نمودنت چه دل نشین است و ربودنت چه شیرین.

الهى آنکه درد دارد آه و ناله دارد، شیرین تر این که سفیر صادقت فرمود:ان آه اسم من اسماء الله تعالى فاذا قال المریض آه فقد استغاث بالله، حسن از ملت ابراهیم اواه است آه آه.

الهى سفیر کبیرت فرمود:المؤمن مرآة المؤمن، اگر من مؤمنم تو هم مؤمنى.

الهى من از گدایان سمج، درس گدایى آموختم.

الهى شکرت که حسنت را سمت نون وقایه داده اى که حسن آفرین و حسن وقایه یکدیگرند، سبحانک اللهم.

الهى نماینده ات فرمود القلب حرم الله، حرمت را حفظ بفرما.

الهى لک الحمد که حسن را با شاهدان اسمانى آشنا کرده اى و اطلس بى نقش نفسش را قبه زرقاء.

الهى اگر مردم لذت علم را بدانند کجا اهل علم را سر آسوده و وقت فراغ خواهد بود.

الهى هر کس به حسن حرفى آموخت، تو از وى راضى باش و او را از وى راضى بدار.

الهى یا قابض و یا باسط!جزر بحر مد را در پى دارد و محاق قمر بدر را و ادبار فلک و عقل اقبال را و قوس نزول صعود را، قلب حسن در قبض است و امیدوار بسط است.

الهى از قبض شاکى نیستم که در مصحف عزیزت قبض را بر بسط مقدم داشته اى و الله یقبض و یبصط و الیه ترجعون فرموده اى، و نمایندگانت در مناجاتها به تاسى کلامت یا قابض و یا باسط گفته اند.

الهى حسن در قبض صابر است که قبض و قضا و جمع و قرآن با هم اند و بسط و قدر و فصل و فرقان با هم، اگر یوم الجمع نباشد یوم الفصل کدام است، و اگر قضا نباشد قدر کدام، و اگر قرآن نباشد فرقان کدام، و اگر قبض نباشد بسط کدام.

الهى اگر جز این در، در دیگر هست نشان بده.

الهى کسانى که دیرتر گرفته اند پخته تر و قوى تر شده اند، حسن خام است و لطف آنچه تو فرمائى.

الهى عینم را چون علمش بى عیب و شین بدار.

الهى تا تو لبیک نگویى کجا من الهى گویم.

الهى معنى رسا است و وراى این الفاظ ناروا است ما را به الفاظ نارواى ما مگیر.

الهى آنکه از مرگ مى ترسد از خودش مى ترسد.

الهى شکرت که یک زمینى آسمانى شد.

الهى بسیار ما اندک است و اندک تو بسیار، و فرموده اى:گر چه بسیار تو بود اندک، ز اندکت مى دهند بسیارت.

الهى عارف را بمفتاح بسم الله، مقام کن عطا کنى که با کن هر چه خواهى کنى کن، با اینجا هل بى مقام هر چه خواهى کنى کن که آن کلید دارد و این کلیددار.

الهى همه الفاظ یونانیان یکسوى و اسم عالم بلفظ قوسموس یکسوى.

الهى ابلیس رجیم را بلا واسطه خطاب کنى، و انسان کامل را من وراء حجاب که نه آن آیت قرب است و نه این رایت بعد.

الهى شکرت که از افکار رهزن عاصمم بوده اى.

الهى دل چگونه کالایى است که شکسته آن را خریدارى و فرموده اى پیش دل شکسته ام.

الهى اگر یکبار دلم را بشکنى، از من چه بشکن بشکنى.

الهى آنکه دنبال درک مقام است غافل است که مقام در ترک مقام است، حسن را در مقامش مقیم و مستقیم بدار.

الهى با ستارى و غفرانت، جزا خواستن کفرانست.

الهى همنشین از همنشین رنگ مى گیرد خوشا آنکه با تو همنشین است صبغة الله و من احسن من الله صبغة.

الهى از جهنم بعد و حرمان از درک حقائق رهاییم ده.

الهى لذت ترک لذت را در کامم لذیذتر گردان.

الهى حسنت کودک زبان نفهم بهانه گیر است، با هزار لن ترانى ارنى گواست.

الهى چگونه از عهده شکرت برآیم که روزى با کتاب موش و گربه عبید زاکان فرحان بودم و امروز به تلاوت آیات قرآن الرحمن.

الهى مجاز ما را تبدیل به حقیقت بفرما.

الهى آفتاب گردان و آفتاب پرست عاشق آفتاب باشند و حسن عاشق آفتاب آفرین نباشد؟  



[ ]
[ مرتبط با ] : مذهبی
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391
خاطره ای از شهید محمدابراهیم همت

محو سخنان حاج همت بودیم كه در صبحگاه لشگر با شور و هیجان و حركات خاص سر و دستش مشغول سخنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت های حاجی گیرا بود كه كسی به كار دیگری نپردازد. سكوت همه جا را فراگرفته بود و صدا فقط صدای حاج همت بود و گاهی صدای صلوات بچه ها. تو همین اوضاع صدای پچ پچی توجه ها را به خود جلب كرد. صدای یكی از بسیجی های كم سن و سال لشگر بود كه داشت با یكی از دوستاش صحبت می كرد.
فرمانده دسته هرچی به این بسیجی تذكر داد كه ساكت شود و به صحبت های فرمانده لشگر گوش كند توجهی نمی كرد. شیطنتش گل كرده بود و مثلا می خواست نشان بدهد كه بچه بسیجی از فرمانده لشگرش نمی ترسد.
خلاصه فرمانده دسته یك برخوردی با این بسیجی كرد.
سروصداها كار خودش را كرد تا بالاخره حاج همت متوجه شد و صحبت هایش را قطع كرد و پرسید : « برادر! اون جا چه خبره یك كم تحمل كنید زحمت رو كم می كنیم . »
كسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی در گوشش گفت . حاجی سری تكان داد و روبه جمعیت كرد و خیلی محكم و قاطع گفت : « آن برادری كه باهاش برخورد شده بیاد جلو. »
بسیجی كم سن و سال شروع كرد سلانه سلانه به سمت جایگاه حركت كردن . حاجی صدایش را بلند تر كرد : « بدو برادر! بجنب » بسیجی جلوی جایگاه كه رسید حاجی محكم گفت : « بشمار سه پوتین هات را دربیار » و بعد شروع كرد به شمردن .بسیجی كمی جا خورد و سرش را به علامت تعجب به پهلو چرخاند. بعد پوتین اون بسیجی را گرفت و توش آب ریخت بسیجی متحیر به حاج همت نگاه می كرد بعد حاج همت پوتین پراز آب را به دندان گرفت و آب داخل اون رو نوشید. و گفت : فقط میخوام بدونید كه همت خاك پای همه بسیجی هاست و بسیجی پس از این حرف همانطور متحیر نشسته بود.



[ ]
[ مرتبط با ] : شهدا و شهادت و دفاع مقدس
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
الهى نامه :علامه حسن زاده آملى2

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى اگر عنایت تو دست ما را نگیرد از چهل ها چله ما هم کارى برنیاید.

الهى خوشا آنانکه همواره بر بساط قرب تو آرمیده اند.

الهى شکرت که این تهیدست پا بست تو شد.

الهى خوشا آنانکه در جوانى شکسته شدند که پیرى خود شکستگى است.

الهى عقل و عشق سنگ و شیشه اند عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.

الهى اگر کودکان سرگرم بازیند مگر کلانسالان در چه کارند.

الهى شکرت که پیرنا شده استغفار کردم که استغفار پیر استهزاء را ماند.

الهى آنکه ترا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست.

الهى کى شریک دارد تا تو را شریک باشد.

الهى من واحد بى شریکم چگونه ترا شریک باشد.

الهى خوشا آندم که در تو گمم.

الهى از من و تو گفتن شرم دارم انت انت.

الهى نه خاموش میتوان بود و نه گویا در خاموشى چه کنیم در گفتن چه گوییم.

الهى دل بسوى کعبه داشتن چه سودى دهد آنکه را دل بسوى خداوند کعبه ندارد.

الهى عبادت ما قرب نیاورده بعد آورده است که فویل للمصلین الذین هم فی صلوتهم ساهون.

الهى کامم را به حلاوت و تلاوت کلامت شیرین بدار.

الهى فتح قلب به ضم عین است، نصب عینم مرفوع غضوا ابصارکم ترون العجائب.

الهى قول و فعل قائل و فاعلند در لباس دیگر که کل یعمل على شاکلته در کتاب تدوین و تکوین جز مصنف آن کیست.

الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر.

الهى این آفریده که بدین پایه مهربان است آفریننده وى در چه پایه است.

الهى خفتگانرا نعمت بیدارى ده و بیدارانرا توفیق شب زنده دارى و گریه و زارى.

الهى جز این نمیشد با که درآویزیم.

الهى تو خود گواهى که اینسخنان از بى تابى است بر ما متاب.

الهى چه رسوایى از این بیشتر که گدا از گدایان گدایى کند.

الهى جن گفتند سمعنا قرآنا عجبا یهدى الى الرشد فآمنا به واى بر انسى که از جن کمتر است.

الهى واى بر من اگر دلى از من برنجد.

الهى ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره اى و ما همه هیچکاره ایم و تنها تو کاره اى.

 

الهى ایکاش الفاظى جز اسماء علیا و صفات حسنایت نبود که از الوان الفاظ چه رنگها گرفته ایم.

الهى من کیستم و اطوار خلقتم چیست.

الهى همه از مردن میترسند و حسن از زیستن که این کاشتن است و آن درویدن کلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذى رزقنا من قبل و اتوا به متشابها، و الدنیا مزرعة الآخرة، جزاء وفاقا.

الهى توفیق امتثال آن رؤیاى شیرین یا حسن خذ الکتاب بقوة مرحمت بفرما.

الهى غذا بکردار و گفتار رنگ و بو مى دهد واى بر آنکه دهنش مزبله است.

الهى عبادت بى معرفت خروارى بخردلى فلا نقیم لهم یوم القیمة وزنا. خرم آنکه ثقلت موازینه.

الهى میوه در طول هسه خود است و جزا در طول عمل بلکه نفس عمل یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء خوشا آنکه روضة من ریاض الجنة است.

الهى در بسته نیست ما دست و پا بسته ایم.

الهى در جواب خطاب یا ایها الذین آمنوا لبیک بگویم مایه شرمندگى است، نگویم دور از وظیفه بندگى.

الهى امروز هم چون الیوم نختم على افواههم که لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون.

الهى دل خوشم که آلهى گویم.

الهى دل به جمال مطلق داده ایم هر چه باداباد.

الهى کیست که موفق بزیارت جمال دل آرایت شد و شیدایت نشد.

الهى کى الله گفت و لبیک نشنید.

الهى حرفهایم اگر مشوش است از دیوانه پراکنده خوش است.

الهى گل دماغ را معطر کند و گندنا دهن را ابخربا اینکه کاشته دیگرانند و خارج از ذات ما پس آنچه در خود کاشته ایم با ما چه خواهد کرد.

الهى عمرى کوکو مى گفتم و حالا هو هو مى گویم.

الهى پیش از تشنگى آب از چشمه سار مى جوشد و تشنه تشنه است و پیش از گرسنگى گندم از کشتزار میروید و گرسنه گرسنه است عشق است که در همه ساریست بلکه یکسره جز عشق نیست.

الهى خوابهاى ما را تبدیل به بیدارى بفرما.

الهى آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد.

الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد.

الهى ذلت و لذت قریب هم بلکه قرین همند که ان مع الیسر یسرا راهرو در رنج تن گنج روان یابد و در این بار گران بار گران.

الهى آنکه عالم است عامل است این خفته صنعتگر است نه دانشور.

الهى آنکه سرمایه دارد و از آن بهره نمى برد از گدا گرفتارتر و بیچاره تر است.

الهى شکرت که در لباس دوستانت هستم، مرا در عداد دوستانت بدار.

الهى در صورت انبیایم داشتى در سیرت آنانم هم بدار.

الهى عاشق را ترک ما سواى معشوق عین فرض است که یک دل و دو معشوق کذب محض است.

الهى در ایاک نستعین صادقم و در ایاک نعبد کاذب نیستم.

الهى کریمه الله یتوفى الانفس حین موتها و التى لم تمت فى منامها خواب را شیرین مى کند و مرگ را شیرین تر.

الهى شب پره را در شب پرواز باشد و حسن را نباشد.

الهى هر چه پیش آمد خوش آمد که مهمان سفره توایم.

الهى تن خوش است که براى یکتا دو تا بود و جان خوش است که از دو تا یکتا بود.

الهى اگر خدا خدا نکنیم چه کنیم و اگر ترک ما سوا نکنیم چه کنیم؟

الهى در شگفتم از کسى که غصه خودش را نمیخورد و غصه روزیش را میخورد.

الهى فرزانگان گنگ شدند دیوانگان چه بگویند.

الهى اسمى جز بى اسمى برایم مباد.

الهى چرا بگریم که تو را دارم و چرا نگریم که منم.

الهى در اینجهان پر هیاهو چرا من هو هو نکنم.

الهى بر سر نوح نجى چه آوردند که تا رب لا تذر گفت؟!سلام على نوح فى العالمین.

الهى کودکان کتابى بوعده گرد و بکمال رسند و بزرگان کودک مآب بوعده مینو.

الهى خوشا بحال عالین که جز تو ندیدند و ندانند.

الهى حرم بر نامحرم حرام است محرم چرا محروم باشد.

الهى به امروز و فردا نه کار امروز رسیده شد نه فردا چه کنیم با کل یاتیه یوم القیمة فردا.

الهى بدان بر ما حق بسیار دارند تا چه رسد بخوبان.

الهى جهان زندان رندان است و جهانبان بهشت آنان ما را با رندان بدار.

الهى قاسم که تویى کسى محروم و مغبون نیست.

الهى باد دان بتوان بسر بردن با دو نان چه باید کرد.

الهى چه عذابى از حجاب سخت تر است بحق خودت از جهنم حجابم وارهان.

الهى شان این کلمه کوچک که به این علو و عظمت است پس یا على یا عظیم شان

متکلم اینهمه کلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود.

الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم.

الهى چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.

الهى چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت.

الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام راه بسیار میروم و مسافتى نمى پیمایم واى من اگر دستم نگیرى و رهاییم ندهى.

الهى خودت آگاهى که دریاى دلم را جزر و مد است یا باسط بسطم ده و یا قابض قبضم کن.

الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب، یا باسط الیدین بالرحمة خذ بیدى.

الهى بسیار کسانى دعوى بندگى کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند، تا دنیا بدیشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده اند این بنده در معرض امتحان درنیامده شرمسار است بحق خودت ثبت قلبى على دینک.

الهى ناتوانم و در راهم و گردنه هاى سخت در پیش است و رهزنهاى بسیار در کمین و بار گران بر دوش یا هادى اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.

الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جان شرمنده ام حتى از روى شیطان شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار.

الهى رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم و تو از ما بگذر.

الهى عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد.

الهى عارفان گویند عرفنى نفسک، این جاهل گوید عرفنى نفسى.

الهى اهل ادب گویند به صدرم تصرفى بفرما این بى ادب گوید بر بطنم دست تصرفى نه.

الهى در راهم، اگر در باره ام گویى لم نجد له عزما چه کنم.

الهى آزمودم تا شکم دائر است دل بائر است یا من یحیى الارض المیتة دل دائرم ده.

الهى همه گویند خدا کو حسن گوید جز خدا کو.

الهى همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد.

الهى آن خواهم که هیچ نخواهم.

الهى اگر تقسیم شود به من بیش از این که دادى نمیرسد فلک الحمد.

الهى ما را یاراى دیدن خورشید نیست، دم از دیدار خورشید آفرین چون زنیم.

الهى همه گویند بده حسن گوید بگیر.

الهى همه سرآسوده خواهند و حسن دل آسوده.

الهى همه آرامش خواهند و حسن بى تابى، همه سامان خواهند و حسن بى سامانى.

الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.

الهى از من برهان توحید خواهند و من دلیل تکثیر.

الهى از من پرسند توحید یعنى چه حسن گوید تکثیر یعنى چه.

الهى از نماز و روزه ام توبه کردم بحق اهل نماز و روزه ات توبه این نا اهل را بپذیر.

الهى بفضلت سینه بى کینه ام دادى بجودت شرح صدرم عطا بفرما.

الهى عقل گوید الحذر الحذر، عشق گوید العجل العجل آن گوید دور باش و این گوید زود باش.

الهى ضعیف ظلوم و جهول کجا و واحد قهار کجا.

الهى آنکه از خوردن و خوابیدن شرم دارد از دیگر امور چه گوید.

الهى اگر چه درویشم ولى داراتر از من کیست که تو دارایى منى.

الهى در ذات خودم متحیرم تا چه رسد در ذات تو.

الهى نعمت سکوتم را ببرکت و الله یضاعف لمن یشاء اضعاف مضاعفه گردان.

الهى بلطفت دنیا را از من گرفته اى بکرمت آخرت را هم از من بگیر.

الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.

الهى حسنم کردى احسنم گردان.

الهى دندان دادى نان دادى، جان دادى جانان بده.

الهى همه از گناه توبه مى کنند و حسن را از خودش توبه ده.

الهى گویند که بعد سوز و گداز آورد حسن را بقرب سوز و گداز ده.

الهى خودت گفته اى و لا تیاسوا من روح الله ناامید چون باشم.

الهى انگشترى سلیمانیم دادى انگشت سلیمانیم ده.

الهى سرمایه کسبم دادى توفیق کسبم ده.

الهى اگر ستار العیوب نبودى ما از رسوایى چه مى کردیم.

الهى من الله الله گویم اگر چه لا اله الا الله گویم.

الهى مست تو را حد نیست ولى دیوانه ات سنگ بسیار خورد، حسن مست و دیوانه تست.

الهى ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا.

الهى علمم موجب ازدیاد جهلم شد یا علم محض و نور مطلق بر جهلم بیفزا.

الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.

الهى دو وجود ندارد و یکى را قرب و بعد نبود.

الهى هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانیم بیفزا.

الهى تا کعبه وصلت فرسنگها است و در راه خرسنگها و این لنگ بمراتب کمتر از خرچنگ است، خرچنگ را گفتند بکجا میروى گفت به چین و ما چین گفتند با این راه و روش تو.

الهى دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شیفته مسمى را از اسم چه اثر.

الهى کلمات و کلامت که اینقدر شیرین و دلنشین اند خودت چونى.

الهى اگر از من پرسند کیستى چه گویم.

الهى هر چه بیشتر فکر مى کنم دورتر میشوم.

الهى گروهى کو کو گویند و حسن هو هو.

الهى از گفتن یا شرم دارم.

الهى داغ دل را نه زبان تواند تقریر کند و نه قلم یارد بتحریر رساند الحمد لله که دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است.

الهى محبت والد به ولد بیش از محبت ولد به والد است که آن اثر است نه این با اینکه اعداد است و علیت و معلولیت نیست پس محبت تو بما که علت مطلق مایى تا چه اندازه است، یحبهم کجا و یحبونهم کجا؟!

الهى از کودکان چیزها آموختم لا جرم کودکى پیش گرفتم.

الهى چون است که چشیده ها خاموشند و نچشیده ها در خورشند.

الهى از شیاطین جن بریدن دشوار نیست با شیاطین انس چه باید کرد.

الهى خوشدلم که از درد مینالم که هر دردى را درمانى نهاده اى.

الهى در خلقت شیطان که آنهمه فوائد و مصالح است در خلقت ملک چه ها باشد.

الهى دیده را بتماشاى جمال خیره کرده اى،دل را بدیدار ذوالجمال خیره گردان.

الهى خنک آنکس که وقف تو شد.

الهى شکرت که دولت صبرم دادى تا بملکت فقرم رساندى.

الهى شکرت که از تقلید رستم و به تحقیق پیوستم.

الهى تو پاک آفریده اى ما آلوده کرده ایم.

الهى پیشانى بر خاک نهادن آسان است دل از خاک برداشتن دشوار است.

الهى ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در یوم تبلى السرائر چه کنیم.

الهى شکرت که کور بینا و کر شنوا و گنگ گویایم.

الهى درویشان بى سر و پایت در کنج خلوت بى رنج پا، سیر آفاق عوالم کنند که دولتمندانرا گامى میسر نیست.

الهى اگر گلم و یا خارم از آن بوستان یارم.

الهى انسان ضعیف کجا و حمل قول ثقیل کجا.

الهى چگونه دعوى بندگى کنم که پرندگان از من میرمند و ددان رامم نیستند.

الهى گرگ و پلنگ را رام توان کرد با نفس سرکش چه باید کرد.

الهى چگونه ما را مراقبت نباشد که تو رقیبى و چگونه ما را محاسبت نبود که تو حسیبى.

الهى حلقه گوش من آن در ثمین انا بدک اللازم یا موسى.

الهى علف هرزه را وجین توان کرد ولى از تخم جرجیر، خس نروید.

الهى حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است اللهم صل على محمد و آل محمد.

الهى نهر بحر نگردد ولى تواند با وى پیوندد و جدولى از او گردد.

الهى چون در تو مینگرم رعشه بر من مستولى میشود پشه با باد صرصر چه کند.

الهى دیده از دیدار جمال لذت میبرد و دل از لقاى ذوالجمال.

الهى انسانرا قسطاس مستقیم آفریده اى افسوس که ما در میزان طغیان کرده ایم.

الهى شکرت که نعمت صفت ایثارم بخشیدى.

الهى نعمت ارشادم عطا فرموده اى توفیق شکر آن را هم مرحمت بفرما.

الهى عروج بملکوت بدون خروج از ناسوت چگونه میسر گردد یا من بیده ملکوت کل شى ء خذ بیدى.

الهى بسوى تو آمدم بحق خودت مرا بمن بر مگردان.

الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.

الهى ظاهر که اینقدر زیبا است باطن چگونه است.

الهى آخر خودت را در حق ما اول بفرما که آخرین شفاعت را ارحم الرحمین فرماید.

الهى دل بى حضور چشم بى نور است نه این صورت ببیند و نه آن معنى.

الهى فرزانه تر از دیوانه تو کیست.

الهى دولت فقرم را مزید گردان.

الهى شکرت که فهمیدم که نفهمیدم.

الهى گریه زبان کودک بى زبان است آنچه خواهد از گریه تحصیل مى کند از کودکى راه کسب را بما یاد داده اى قابل کاهل را از کامل مکمل چه حاصل.

الهى توبه از گناه آسان است توفیق ده که از عبادتمان توبه کنیم.

الهى حسن آملى مالامال آمال بود در راه یک امل همه را پایمال کرد یا منتهى امل الآملین دیگر خود دانى.

الهى شکرت که مى گویم شکرت.

الهى اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.

الهى خلقى در ناسوت متوغلند و جمعى بمثال ملتذند و قلیلى در ملکوت مبهوت، سبحانک ما اعظم خلقک و امرک؟!

الهى از نام بردن انبیاء و ملائکه شرم دارم که با کدام زبان، با نام تو چه کنم که فرموده اى عظم اسمائى، و با تلاوت کتاب تو چه که لا یمسه الا المطهرون.

الهى لولا الشیطان لبطل التکلیف سبحانک ما احسن صنعک.

الهى شکرت که پریشانى بمقام یقین رسیده است.

الهى شکرت که از تنهایى و خلوت لذت میبرم چه تنها از خلوت وحشت دارد.

الهى بکبریائیت سوگند که از ثیاب فقر فخر دارم و از فاخر شرم که در آن هم رنگ بینواى دل شکسته ام و در این بیم دل شکستن است چه کنم که در این اوان بى اساس لولا اللباس لا لتبس الامر على اکثر الناس.

الهى لذت گرسنگى را در کامم برکت ده.

الهى حشر با عالم خیال که اینقدر لذیذ است حشر با عالم عقل چه خواهد بود.

الهى آمدم ردم مکن، آتشینم کرده اى سردم مکن.

الهى اگر تا قیامت براى یک صغیره استغفار کنم از شرمندگى تقصیر بندگى بدر نخواهم شد.



[ ]
[ مرتبط با ] : مذهبی
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391
عملیات شیخ فضل الله نوری
تاریخ عملیات : 1360 2 25
منطقه ی عملیاتی : شمال آبادان
میزان پیشروی : 2 كیلومتر
خسارات و تلفات وارده به دشمن : 100 نفر كشته 70 نفر اسیر 15 دستگاه تانك و نفربر منهدم یا به غنیمت گرفته شده .
طرح این عملیات با همكاری برادران سپاه ارتش و جهاد برای به تصرف درآوردن تپه های دیده بانی « مدن » كه در مقابل رودخانه بهمن شیر (نهر مدن ) قرار داشت تهیه شد. زیرا دشمن توسط گروهان های كماندویی خود از این تپه ها نه تنها برای دیده بانی استفاده می كرد بلكه توانسته بود راه تداركاتی نیروهای ما را به صورت شبانه روزی قطع و ناامن كند قبل از اینكه عملیات به طور رسمی شروع شود برادران جهادسازندگی با انجام یك سری فعالیت های مهندسی زمینه را برای انجام عملیات نهایی آمده كردند.
احداث 3 كیلومتر خاكریزی برای محاسبه تپه های مدن و ساخت 1 دهنه پل شبكه ای بر روی رودخانه ی بهمن شیر تداركات موردنیاز واحدهای عمل كننده 500 متر جاده در سمت شمال آبادان 2 كیلومتر جاده در شرق بهمن شیر كه با امكانات و تجهیزات ناچیزی آماده شد از جمله ی آن فعالیت هاست .
سرانجام پس از تكمیل فعالیت های فوق الذكر عملیات در تاریخ 1360 2 25 ساعت 9 شب به فرماندهی شهیدرضا موذنی آغاز شد . در این عملیات نیروهای سپاه و ارتش به طور هماهنگ و در كنار یكدیگر عمل می كردند و قرار بر این بود كه به محض تصرف نخستین تپه فریاد « الله اكبر » به عنوان رمز پیروزی بلند شود تا برادران سنگرساز بی سنگر جهادسازندگی وارد صحنه ی كارزار گردند.
حدود نیم ساعت پس از آغاز عملیات صدا نخستین تكبیر به عنوان فتح نخستین تپه بلند شد و این سبب شد تا جهادگران عملیات خود را آغاز كنند . آنان توانستند تا ساعت 4 30 صبح زیر رگبار و آتش دشمن 4 كیلومتر خاكریز با ارتفاع 3 متر بسازند و به خاكریزهای نیروهای خودی وصل كنند .
راس ساعت 5 صبح دشمن با 50 دستگاه تانك و نفربر ضدحمله ی خود را شروع كرد و به سرعت به طرف تپه ها حركت نمود; ولی ناگهان در روبه روی خود دیوار خاكی جدیدی مشاهده كرد و مجبور به توقف شد.
رزمندگان اسلام كه آرپی جی به دست در پشت خاكریز كمین كرده و آماده ی مقابله با ضدحمله ی دشمن بودند از فاصله ی 10 متری تعدادی از تانك های دشمن را منهدم ساختند و بقیه ی نیروهای مهاجم را هم مجبور به فرار كردند.
به این ترتیب دشمن به علت از دست دادن تپه های دیده بانی مدن بالاجبار به جاده ی ماهشهر ـ آبادان عقب نشینی كرد. لازم به یادآوری است كه برادران جهادسازندگی علاوه بر شركت مستقیم در عملیات چه از نظر رزمی چه مهندسی تداركات عملیات مانند مهمات رسانی و آب رسانی را نیز برعهده داشتند و همچنین پس از عملیات بلافاصله سنگرسازان بی سنگر توانستند خاكریز جدیدی را كه ساخته بودند با 3 راه مختلف خاكی به جاده ی شنی متصل كنند و با ساخت 2 خاكریز دیگر در پشت خاكریز اصلی میزان حجم آتش دشمن را بر روی رزمندگان كم كنند.
عملیات حضرت مهدی (عج )
تاریخ عملیات : 1360 2 31
منطقه ی عملیاتی : ارتفاعات الله اكبر شمال سوسنگرد
میزان پیشروی : 8 كیلومتر به انضمام آزادسازی ارتفاعات
در این عملیات جهادسازندگی همگام با نیروهای عمل كننده كه شامل نیروهای شهیدچمران سپاه حمیدیه و یك گردان زرهی بودند وارد عمل شد. جهاد در این عملیات نخستین تجربه ی همكاری خود را با نیروهای عمل كننده به دست آورد. جهادگران علاوه بر اینكه جاده ای برای رساندن ماشین آلات از عقبه به جبهه ی جنگ ساختند به ساخت یك سری خاكریز مهم نیز بر روی ارتفاعات دست زدند


[ ]
[ مرتبط با ] : شهدا و شهادت و دفاع مقدس
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
گوشه‏اى از زندگانى حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

و روز مادر و روز زن گرامی باد

- در بیستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، از صلب پیامبر اكرم- صلى الله علیه و آله و سلم- و از رحم پاك و مطهر خدیجه، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى كه همتاى على (ع)، سرمنشأ و ریشه سلسله امامت و ولایت، و الگوى تمامى مؤمنین و موحدین است .
در یكى از ملاقاتها كه بین پیامبر و جبرئیل صورت گرفت، امین وحى الهى عرض كرد: اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام مى‏رساند و امر مى‏نماید كه چهل روز از خدیجه دورى كنى! آن حضرت 40 روز به خانه خدیجه نرفت .
روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در این مدت، در خانه فاطمه بنت اسد به سر مى‏برد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر مى‏فرمودند در خانه را باز كنند تا هر كه مى‏خواهد داخل شود و از غذاى حضرت تناول كند .

پس از گذشتن مدت مقرر، جبرئیل نازل شد و عرض كرد: خداوند على اعلى سلام مى‏رساند و مى‏فرماید: براى تحفه و كرامت من آماده باش! آنگاه میكائیل طبقى از میوه‏هاى بهشتى را فرود آورد .
در آن شب، پیامبر (ص) به على (ع) فرمود تا در منزل را ببندند؛ زیرا خوردن این غذا بر غیر نبى خاتم (ص) روا نبود .
آنگاه پیامبر از آن غذا و آب تناول فرمودند و در آن شب، نطفه بهترین زنان جهان منعقد شد .
چون زمان ولادت فرا رسید و خدیجه درد زاییدن را احساس كرد، از زنان قریش و بنى هاشم، كسانى را طلبید تا به كمك او بیایند .
اما آنان كه مى‏دیدند ثروتمندترین زن مكه، بلكه حجاز، به ازدواج فقیرترین مرد، آن هم مردى كه سنتها را در هم مى‏شكند درآمده است، از او دورى كردند و پیغام دادند: تو به سخنان ما توجهى نكردى و همسر یتیم ابوطالب شدى كه هیچ ثروتى ندارد؛ ما را با تو كارى نیست! خدیجه غمگین و افسرده شد! اما طولى نكشید كه چهار زن داخل خانه شدند .
خدیجه ترسید، ولى یكى از آن زنان او را به آرامش دعوت كرد و گفت: نترس كه ما فرستادگان خداوند هستیم و براى كمك به تو آمده‏ایم .
من، ساره همسر ابراهیم هستم .
این، آسیه دختر مزاحم و رفیق تو در بهشت است .
این یكى مریم، دختر عمران و آن دیگرى كلثوم، دختر موسى بن عمران است .
آنگاه یكى سمت راست، دیگرى سمت چپ، سومى مقابل خدیجه و چهارمى بالاى سر ایشان نشست و با كمك آنان، نوزاد متولد شد .
یكى از آنان نوزاد را با آب بهشتى شست و در جامه‏اى پیچید و او را به سخن درآورد .
نوزاد به اذن خداوند به سخن درآمد و گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أن أبى رسول الله سیّد الأنبیاء و أن بعلى سیّد الأوصیاء و ولدى سادة الأسباط: گواهى مى‏دهم كه هیچ معبودى غیر از خداوند نیست و پدرم، رسول خدا و سرور پیامبران است و شوهرم سرور اوصیا و جانشینان پیامبران و فرزندانم سرور فرزندان هستند .



[ ادامه مطلب ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : شنبه 23 اردیبهشت 1391
الهى نامه :علامه حسن زاده آملى1

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

الهى شک شوریده جهانى را میشوراند این شوخ دیده را شوریده تر کن.

نبودم و خلعت وجودم بخشیده اى، خفته بودم و نعمت بیداریم عطا کرده اى، تشنه بودم و آب حیوتم چشانده اى، متفرق بودم و کسوت جمعم پوشانده اى، توفیق دوام در صلوتم هم مرحمت بفرما که الذین هم على صلوتهم دائمون کامروا هستند.

الهى مصلى کجا و مناجى کجا تالى فرقان کجا و اهل قرآن کجا خنک آنکه مصلى مناجى و تالى فرقان و اهل قرآنست.

الهى عارف را با عرفان چه کار عاشق معشوق بیند نه این و آن.

الهى توانگرانرا به دیدن خانه خوانده اى و درویشانرا بدیدار خداوند خانه آنان سنگ و گل دارند و اینان جان و دل آنان سرگرم در صورتند و اینان محو در معنى خوشا آن توانگرى که درویش است.

الهى قیس عامرى را لیلى مجنون کرد و حسن آملى را لیلى آفرین این آفریننده دید و آن آفریننده را در آفریده بر دیوانگان آفرین.

الهى سخن در عفو و رحمتت نیست گیرم که تو بخشیم من از شرمندگى چه کنم تو خود گواهى که از استغفار شرم دارم.

الهى استغفار خواستن غفران تست با خاطره گناه چه کنیم.

الهى چه باید کرد که گناه فراموش شود و گرنه با یاد گناه اگر برانى شرمنده و اگر نوازى شرمنده ترم.

الهى دیگر از بهشت لذت نتوانم برد چه عفو احسان در ازاى جرم و عصیان انفعال بیشتر آورد مگر جنت لقاء نصیب شود که در حضور تام جز تو فراموش شود.



[ ادامه مطلب ]
[ مرتبط با ] : مذهبی
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : شنبه 23 اردیبهشت 1391
اسطوره ای چند وجهی

سالروز تولد حضرت امام خمینی (ره) مبارك باد

امام خمینی بنیانگذار بزرگترین نظام اسلامی در تاریخ شیعه و رهبر یکی از بزرگترین انقلابها در تاریخ جهان بوده است.

نگاهی گذرا به تاریخ تشیع نشان می دهد که شیعیان در اکثر برهه های تاریخ از رهبران و مراجع تقلید بزرگی برخوردار بوده اند: شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی، علامه بحر العلوم، شیخ صدوق، شیخ بهایی، علامه مچلسی، شیخ انصاری و....

اکنون این سوال مطرح است که چرا این بزرگواران نتوانسته اند آنچه را که امام خمینی انجام داد، انجام دهند؟ چرا در تاریخ شیعه انقلابی که به بزرگی و عظمت انقلاب ایران باشد از سوی علما و فقهای شیعه صورت نپذیرفته است.

دلیل توفیق امام خمینی به انجام چنین کار سترگی را باید در دو دسته دلیل جستجو کرد:



[ ادامه مطلب ]
[ مرتبط با ] : ولایت فقیه
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : شنبه 23 اردیبهشت 1391
جانباز شیمیایی شهید عبدالمجید دست نشان

دست نشان دوم آذرماه 1335 در شهرستان بهبهان متولد شد . او دوران نوجوانی و جوانی اش را در بحبوحه انقلاب اسلامی گذراند . در همین گیر و دار هم در سال 1356 به وسیله ساواك بهبهان دستگیر و 45 روز زندانی شد كه به دنبال آن به اهواز مهاجرت كرد . حضور در جمع بچه های مسجد جوادالائمه (ع ) اهواز و ادامه فعالیت های انقلابی هم موجب شد این جمع پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز جنگ تحمیلی هسته اولیه 13 نفره گردان نور (كربلا) را به وجود بیاورد . گردانی كه با نشان دادن لیاقت و كارایی اش خیلی زود به تیپ 1 زرهی اهواز تبدیل شد. حضور فعال و موثر شهید دست نشان در عملیات های مكرر این گردان بارها برای او مجروحیت به دنبال داشت كه غیر از چند بار مجروح شدن نه چندان جدی از ناحیه دست صورت و پا خیلی راحت از كنارشان گذشته بود اما ورود آن روز سلاح های شیمیایی عراق به صحنه های جنگ زهری به بدن او و بسیاری از رزمندگان وارد كرد كه سال ها بعد به یكباره آنها را به اسارت گرفت و برد.
شهید دست نشان در عملیات والفجر8 به همراه دیگر همرزمانش در جزیره فاو مورد حمله شیمیایی قرار می گیرد اما به گفته خودش از مهلكه جان سالم به در می برد.
تا اینكه در عملیات كربلای 4 در جزیره مینو و سهیل مطمئن می شود كه به دلیل شدت بمباران شیمیایی و كمبود وسایل لازم به طور قطعی آلوده به گاز شیمیایی خردل شده است . مسمومیتی كه حدود 18 سال تقریبا ناشناخته مانده بود و حتی پزشك ها عوارض خفیف ناشی از آن را با سرماخوردگی ساده اشتباه می گرفتند. اما سر انجام 6 ماه پایان عمر آن شهید هیولای شیمیایی خردلی رنگ وقتی مطمئن شده بود كه حریفش ضعیف شده است خودش را به صورت علنی نشان داد و دست نشان را راهی بیمارستان كرد. چند صباحی بعد و در روزهایی كه بهار در طبیعت كم كم خودی می نماید در چهارمین روز از بهار86 در اثر مسمومیت شدید ناشی از گاز خردل به شهادت رسید .
در سینه غم سوخته اش رازی داشت
با نور شهیدان دل دمسازی داشت
در دست نشان عاشقی را می برد
در پهنه عشق بال پروازی داشت
منبع : وبلاگ مرآت الشهدا ـ شهرستان بهبهان



[ ]
[ مرتبط با ] : شهدا و شهادت و دفاع مقدس
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : جمعه 22 اردیبهشت 1391
... و کجان مردان بی ادعا ؟

خیلی ها دارن این شعار رو می دن. با چه دک و پزی هم .

تسبیح به دست . انگشتر های جو واجور . یقه ها بسته . ریش تا کجا !

حاج آقا تو رو خدا التماس دعا

چقدر ما مسلمونی کردیم !

چقدر شیعه مولا علی بودیم !

چقدر منتظر امام زمانیم ؟!

حاج همت اگه الان بود چیکار می کرد ؟

تا حالا فکر کردین به این ؟

تا کی می خوایم ادا در بیاریم ؟

تا کی می خوایم عکس حاجی رو بزرگ کنیم بزنیم دیوار اتاقمون ؟!

تا کی می خوایم عکس شهدا و آقا و امام جمع کنیم تو آلبوم هامون ؟

چقدر عدالت پیشه شدیم ؟؟ چند بار این سوال رو از خودت پرسیدی ؟!

می دونی چند نفر شبها گشنه می خوابن ؟

چند بار از خودت پرسیدی از پول بیت المال چه خبر ؟

حتما تو هم چند نفر رو می شناسی که سر این مبالغ هنگفت ماله مردم چه بلاهای نازنینی که نمیارن .

چند بار خواستی وام بگیری اونم از نوع 12 درصدی بالاتر تازه یه تومن دو تومن که نتونستی ؟

اصلا شنیدی آقایون وام دو سوته 4 درصدی بگیرن سر موعد هم این و اون رو میانجی ببرن سفارش بشن

چند سال هم سر رسید بازپرداخت عقب بیافته ؟

نگو تورو خدا مگه می شه ؟

استغفار کن فلانی !

اینا چه حرفاییه که می زنی ؟

می دونی چند تا خونه اون طرفتر چند نفر زیر یه سقفه دربو داغون که با یه بارون می خواد بیاد پایین دارن زندگی می کنن

تا حالا شده ببینی برا یه سرماخوردگی جزئی یه خانوم بچه اش رو نتونه ببره درمونگاه ؟

شده یه بار خودت رو جای یه پدر خجالت زده پیشه زن و بچه اش بزاری ببینی چی کشیده ؟

چند نفرمون تا حالا رفتیم سراغ خونه هایی که تو این سرما یه بخاری دست چندم هم ندارن حداقل یه اتاق خونه رو گرم کنن

از خودت پرسیدی برنج پاکستانی یا تایلندی الان تو بازار چنده ؟؟

می دونستی ساده ترین داروهای یه سرماخوردگی برات حداقل پنج هزار تومان آب می خوره ؟

چند بار رفتی تو دادگاه ها نشستی پای محاکمه های عادلانه ی قضات عادل و نازنینمون ؟

یا حداقل شنیدی چقدر اتفاق افتاده پرونده کسی یه شبه حکمش عوض شه ؟

کسی  رو دیدی که همرنگ جماعت نشده تو اداره سه سوته عوضش کردن ؟

چه رحمی به حالش شده که فقط عوضش کردن ...

چقدر با وجدان بودیم تا حالا . نه ؟

تا یه پستی مقامی گیرمون اومده چیکارا که نکردیم !!

بماند

آخه چرا کسی از من نمی پرسه فلانی تو این مملکت که ادعا داریم مملکت امام زمانه

تا کی می خوایم بگیم بماند ؟؟

شهدا خیلی جاتون خالیه

بعد شما ها چه کارایی که نشد !

بیاین ببینین چه خبره ....

 راستی یه چیزی یادم رفت ازت بپرسم

کلیه الان چنده ؟ .. 

 

وقتی حسین علیه السلام در صحنه است ،
اگر در صحنه نیستی هر کجا می خواهی باش !
چه ایستاده بر نماز ،
چه نشسته بر سفره شراب...
شهید گلستانی



[ ]
[ مرتبط با ] : شهدا و شهادت و دفاع مقدس
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
 

 


 
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.